مؤ منانى که از دنيا رحلت مى کنند، در عالم برزخ به صورت هاى برزخى که شبيه صورت انسان است مثل و مصور مى شوند نه به صورت هاى ديگر.
ابن ظبيان مى گويد: من در خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم که فرمود:
مردم درباره ارواح مؤ منان پس از مرگ چه مى گويند؟
عرض کردم : مى گويند: آنها پس از مرگ در حواصل (سنگدان و چينه دان ) مرغان سبز رنگ قرار مى گيرند.
فرمود: ((سبحان الله ))! مؤ من در نزد خدا گرامى تر از آن است که روح او را در ((سنگدان )) مرغى قرار دهد، لکن چون وقت ارتحال مؤ من مى رسد، رسول خدا صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام به نزد او مى آيند، در حالى که با آنها ملائکه مقرب پروردگار هم هستند.
اگر خداوند زبان مؤ من را با شهادت به توحيد پروردگار و به نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و ولايت اهل بيت عليه السلام گويا کند، آنها به نفع او شهادت مى دهند و فرشتگان مقرب هم با شهادت آنها شهادت خواهند يافت .
و اگر زبان مؤ من در آن حال بسته باشد! خداوند پيامبر خود را از ضمير و قلب او آگاه مى کند، پس رسول خدا بر ايمانش گواهى مى دهد، بر اساس ‍ شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام و فرشتگانى هم که حضور دارند نيز گواهى خواهند داد.
پروردگار چون روح مؤ منان را به سوى خود قبض مى کند، آنها را در بهشت مى برد. و در صورتى مانند صورت آنها قرار مى دهد، به طورى که در بهشت مى خورند و مى آشامند، چون روح شخصى که تازه از اين دنيا رفته بر آنها وارد مى شود، ايشان را به همان صورت هايى که در دنيا داشتند مى شناسند.
ابوبصير نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت کرده : ارواح مؤ منان در بهشت کنار درختى به صورت اجساد بشر قرار دارند و بدين صورت ها شناخته مى شوند، يکديگر را مى شناسند و با هم گفت و گو مى کنند.
چون روح تازه اى بر آنها وارد مى شود، مى گويند: فعلا او را پرسش ‍ واگذاريد؛ چرا که از مقام هولناک و ترس عظيمى رهايى يافته است .
سپس از او مى پرسند: فلان کس چه کرد؟ و فلان کس کجا است ؟ اگر در پاسخ بگويد: او زنده بود، ارواح اميد خير و رحمت و سعادت را درباره او دارند. اگر بگويد: مرده است ، ارواح مى گويند: واى به حال او به پستى گراييد و سقوط کرد.
اگر او از اهل بهشت مى بود مسلما با بهشتى ها بوده است ، چون در ميان آنها نيامده معلوم مى شود که به جهنم رفته است.

هرچند که ياد کردن از مرگ و مفارقت دنيا عموما چندان خوشايند ما نيست اما زماني که به آثار تربيتي ياد مرگ - که در احاديث نبوي و ائمه طاهرين (ع) – نگاه مي کنيم ياد مرگ را نه تنها نا خوشايند نمي يابيم بلکه گذشته از آثار تربيتي فراواني که بر آن مترتب است ، آن را دواي بسياري از دردها خواهيم يافت که تنها ياد مرگ تسلي آنها خواهد بود . برخي از آثار تربيتي ياد مرگ عبارتند از :
ياد مرگ در گشايش و سختي ، موجبات تعادل روحي و اخلاقي انسان را فراهم مي کند ؛ همانگونه که انسان متمول و مرفه با ياد مرگ بر داراي خود نخواهد باليد و مغرور نخواهد شد ، انساني که در سختي زندگي مي کند نيز با ياد مرگ ، فاني بودن و زودگذر بودن زندگي را به خاطر مي آورد و تحمل سختيها و مصائب بر او آسان خواهد شد .
امام علي (ع) مي فرمايند : مرگ و خروج از قبر و ايستادن در برابر خداي تعالي را زياد ياد کنيد ، بدرستيکه اين کار مصيبت ها را بر شما آسان مي نمايد .
و نيز آن حضرت (ع) مي فرمايند ( کسي که زياد به ياد مرگ باشد ، از دنيا به اندکش راضي مي شود . ) امام صادق (ع) نيز درباره آثار ياد مرگ مي فرمايند :( ياد مرگ شهوت ها را در نفس از بين مي برد و ريشه غفلت را يکسره بر مي کند و دل او را با وعده هاي الهي محکم مي کند و روحيه انسان را از قساوت ، مي کند و دل انسان را با وعده هاي الهي محکم مي کند و نشانه هاي هوا و هوس را در هم مي شکند . )
پيامبر اکرم (ص) نيز در باره آثار تربيتي ياد مرگ فرموده اند :
( مرگ را بسيار ياد کنيد ، زيرا مرگ گناهان را پاک مي کند و ميل و رغبت به دنيا را مي کاهد . ) 
ياد مرگ آرزوها را کوتاه مي کند و موجبات شتاب و اشتياق در حسنات و کارهاي خير را فراهم مي آورد ، همچنان که عمل بر خلاف اينها ، يعني آرزو هاي طولاني و... باعث غفلت انسان از مرگ است .

 پايان زندگي انسانها در اين جهان با بر پايي قيامت همراه است. اين رخداد بزرگ که در آياتي از قران کريم ترسيم شده در دو مرحله انجام مي گيرد و هر مرحله با وقايع خاصي همراه است.


 

الف.مرحله اول
در اين مرحله که با پايان يافتن دنيا آغاز مي شود حوادث زير اتفاق مي افتد:
1. نفخ صور اول:
اولين حادثه نفخ صور است. نفخ صور بانگ سهمگيني است که قران کريم از آن به " صيحه " نيز ياد کرده است. اين صداي مهيب آسمانها و زمين را فرا مي گيرد و آنچنان ناگهاني رخ مي دهد که همه را غافلگير مي کند.


 

2. مدهوشي اهل آسمان و زمين:
همه اهل آسمانها و زمين جز آنها که خداوند خواسته است ( بنا بر روايات پيامبران الهي و امامان بزرگوار ) مدهوش مي شوند و بساط حيات انسان و ساير موجودات بر چيده مي شود.
3. تغيير در ساختار زمين و آسمان:
تحولي عظيم در آسمانها و زمين رخ مي دهد آنگونه که وضع کنوني تغيير مي کند اين تغيير چنان عميق است که آسمانها و زمين به آسمانها و زميني ديگر تبديل مي شود تا مناسب احوال و شرايط قيامت گردند.


 

ب.مرحله دوم
در اين مرحله وقايعي رخ مي دهد تا انسانها آماده دريافت پاداش و کيفر شوند.
1.نفخ صور دوم:
بار ديگر بانگ سهمناکي در عالم مي پيچد و مقدمه حيات مجدد انسانها فراهم مي شود.
2. زنده شدن همه انسان ها :
با اين نفخ صور همه مردگان دوباره زنده مي شوند و از زمين بيرون مي آيند و در پيشگاه خداوند حاضر مي شوند.
3. نوراني شدن زمين:
با نوري از جانب پروردگار زمين روشن مي شود تا سرگذشت انسانها و حوادث تلخ و شيرين و کارهاي نيک و بد آنها را که ديده است آشکار کند با اين نورانيت پرده ها کنار مي رود و واقعيت حوادثي که بر زمين گذشته است روشن مي شود.
4. بر پا شدن دادگاه عدل الهي:
با آماده شدن صحنه قيامت رسيدگي به اعمال آغاز مي شود ابتدا کتابي قرار داده مي شود که در آن کتاب همه اعمال انسانها از کوچک و بزرگ ثبت استمردم همه اعمال خود را در آن کتاب مي يابند و گناهکاران مي گويند اين چه کتابي است که هيچ کار کوچک و بزرگي را از قلم نينداخته و همه را به حساب آورده است.

مرحوم باقر بيرجندي در کتاب خود – کبريت احمر-  نقل کرده است:
شبي را در حرم سيدالشهدا مشرف بودم. وقت سحر ( در عالم مکاشفه ) ديدم دو نفري به صورت هاي مهيب و عجيبي آمدند و زنجيري از آتش به دست آنها بود. بالاي سر قبري که صاحبش را در همان روز دفن کرده بودند، رفته، جسد را بيرون آوردند و آن زنجير آتشين را به گردنش انداختند و گفتند: اي بدبخت! تو قابليت دفن شدن در اين زمين مقدس را نداري، و خواستند او را بيرون ببرند که به سوي قبر حضرت سيدالشهدا رو کرد و عرض نمود: « آقا من مهمان تو هستم و به تو پناه آورده ام! »
ناگهان ديدم در ضريح باز شد و حضرت امام حسين(ع) بيرون آمدند و به آن دو نفر رو کرده و فرمودند: « او را رها کنيد! زيرا به من پناه آورده است. »
آن دو نفر نيز اطاعت کرده و زنجير را برداشتند و رفتند. 

يکي از جانبازان سرافراز دفاع مقدس در مصاحبه اي که به همت شبکه دو سيما ترتيب يافته بود، چنين حکايت مي کرد:(نقل به معنا)... در شرايط سختي – در خط مقدم جبهه- قدم بر مي داشتم، گفتم خدايا تنها به خاطر تو به اينجا آمدم، براي ريختن گناهان! قدم ها و پوتين هايم سنگين شده بود، به زحمت به جلو مي رفتم، از بچه ها عقب مانده بودم براي وارسي پوتين ها نگاهم را به پايين انداختم، ديدم زير پاهايم روي زمين نوشته: " الذنوب " ، " الذنوب " (= گناهاه )، بعد متوجه شدم گناهان به صورت دانه هاي سياه رنگ از سمت راستم به زمين مي ريزد... .
اين برادر بسيجي که هم اکنون چند فرزند دارد، بر اثر انفجار مين از ناحيه دست صدمه ديد و دو چشم و دو پاي خود را در راه معبود خويش فدا کرد.

يکي از دوستان شيخ رجبعلي خياط مي گفت: با تاکسي از ميدان سپاه پايين آمدم ، ديدم خانمي بلند بالا با چادر و خيلي خوش تيپ آنجا ايستاده، صورتم را برگرداندم و پس از استغفار او را سوار کردم و به مقصد رساندم. روز بعد که خدمت شيخ رسيدم -  گويا اين داستان را از نزديک مشاهده کرده باشد – گفت:
« آن خانم بلند بالا که بود که نگاه کردي و صورتت را برگرداندي و استغفار کردي؟ خداوند تبارک و تعالي يک قصر برايت در بهشت ذخيره کرده و يک حوري شبيه همان... . »

نقل شده: زني دختر خود را بعد از مرگ در خواب ديد که به عذاب شديد گرفتار است. وقتي بيدار شد شروع به گريه کرد و از خدا مي خواست که عذاب او را برطرف گرداند.بعد از يک شبانه روز او را بار ديگر به خواب ديد که خوشحال و مسرور است و در باغ هاي بهشت به سر مي برد.
از او سوال نمود: اي دختر! ديروز در عذاب بودي ولي امرورز تو را در بهشت مي بينم؟ جواب داد: اي مادر! من به واسط? گناه و معصيت در عذاب بودم اما امروز شخصي از اين قبرستان گذشت و چند نوبت صلوات فرستاد و ثواب آنها را بر اهل قبرستان هديه کرد، خداوند به برکت آنها عذاب را از اهل قبرستان برداشت و به جاي آن از باغ ها و نعمت هاي بهشت عنايت فرمود.

امام صادق از پدر گراميش نقل مي کند که فرمود:
چهار طايفه هستند که در جهنم به خاطر عذاب شديدشان اهل جهنم را اذيت و آزار مي دهند، در جهنم از ماء حميم مي نوشند و صداي واويلايشان بلند مي شود. بعضي از اهل دوزخ به بعضي ديگر مي گويند: گناه اينان چيست که عذابشان اينقدر شديد است که ما را هم اذيت مي کند؟
يکي از اين چهار طايفه : در تابوتي از آتش، معلق و آويزان است.
طايفه دوم: امعاء و احشايشان روي زمين کشيده مي شود.
طايفه سوم: از دهانشان خون و چرک جاري است.
طايفه چهارم: گوشت بدن خودش را مي خورد.
آنگاه اهل جهنم از فرشته عذابي که موکل بر اينان است مي پرسند که: تقصير و گناه طايفه اول چيست؟
مي گويد: اين شخص وقتي مرد، حق الناس در گردنش بود که نه خودش ادا کرد و نه وصيت به ادا و وفاي دين کرد.
سپس مي پرسند: گناه طايفه دوم چه بوده است که هم خودش در عذاب است و هم ما را اذيت مي کند؟
مي گويد: او کسي است که از بول اجتناب نمي کرده که کجا بريزد و کجا ترشح کند.
مي پرسند: گناه طايفه سوم چيست؟
مي گويد: او کسي است که حرفهاي بد و خبيث مي زده و به مردم نسبتهاي ناروا مي داده.
آنگاه مي پرسند : طايفه چهارم چه گناهي کرده اند؟
مي گويد: آنان با غيبت و سخن چيني ، گوشت مردم را مي خورده اند.

چرا خداي رحيم جهنم را آفريد؟ مگر نه اين است که خداوند قادر و رحيم است، چه مانعي داشت که اصلا درب جهنم را ببندد و همه را به بهشت ببرد؟
اين اشتباه ناشي از بي خبري از دستگاه حکمت و آفرينش است ، اگر سلطاني سفر? عامي که درآن انواع طعام ملوکانه است پهن کند تا همه بيايند و بخورند، بعضي همراه خود، سگ و خوک و الاغ و گوسفند بياورند ، اگر اين حيوانات را راه ندهند به آنها ظلمي نشده ، بلکه سگ را استخواني و الاغ را مشتي جو و گوسفندي را علفي بس است ، اما راه دادنشان به اين مجلس عام ظلم به ديگران است.
اين را بدانيد که کفار از حيوانات هم پست ترند ، کساني که نور ايمان در دلشان نتابيده ، کساني که از سگ پست ترند، چطور مي شود آنها را در مهمانخانه اي که اهل ايمان و سلاطين واقعي هستند جاي داد؟ آنهايي که از آيات الهي کور و کرند اگر پهلوي مومن جايشان دهند آيا به مومن ستم نشده؟ البته چرا.
موضوع ديگر آنکه حيوان از انواع غذاهاي انساني لذت نمي برد اين کافر که از حيوان پست تر است ذائقه مومن را ندارد تا انواع مزه ها را در يک خوراک و در يک لحظه بچشد.

امام صادق از پيامبر اکرم نقل مي کنند که فرمودند:
« در معراج صدايي را شنيدم که مرا ترساند ، جبرئيل به من گفت: اي محمد! آيا مي شنوي؟ گفتم: آري. گفت: اين سنگي بود که 70 سال پيش از لبه جهنم پرتاب شده بود هم اکنون رسيد به قعر جهنم.پيامبر اکرم ديگر نخنديد تا از دنيا رحلت کرد.

به‌ طور خلاصه‌ لازم‌ به‌ یادآوری‌ است‌ که‌ واژة‌ برزخ‌ در اصل‌ به‌ معنای‌ چیزی‌ است‌ که‌ در میان‌ دو شی‌ء حائل‌می‌شود و سپس‌ به‌ هر چیزی‌ که‌ میان‌ دو امر قرار گیرد برزخ‌ گفته‌ می‌شود و دلیل‌ بروجود چنین‌ جهانی‌ کـه‌ گاهی‌ از آن‌ تعبیربه‌ عالم‌ قبر و یا عالم‌ ارواح‌ می‌شود ـ آیات‌ و روایات‌ است‌ که‌ بعضی‌ به‌ طور صریح‌ و بعضی‌ به‌ طور اشاره‌ دلالت‌ دارد .

ازجمله‌ آیه‌ 169 سورة‌ آل‌ عمران‌ که‌ می‌فرماید: «هرگز گمان‌ نکن‌ کسانی‌ که‌ در راه‌ خدا کشته‌ شده‌اند مردگانند بلکه‌ آنهازنده‌اند و نزد پروردگارشان‌ روزی‌ داده‌ می‌شوند» و نیز آیه‌ 154 سوره‌ بقره‌ و آیه‌ 46 سوره‌ مؤمن‌ و نیز روایات‌ اسلامی‌ از این‌واقعیت‌ خبر می‌دهد که‌ انسان‌ پس‌ از مرگ‌ دارای‌ یک‌ نوع‌ حیات‌ برزخی‌ است‌ و اگر اجازة‌ سخن‌ گفتن‌ داشته‌ باشند سخن‌می‌گویند. مانند حدیثی‌ که‌ از امام‌ سجاد(ع‌) وارد شده‌ که‌ فرمود: «قبر باغی‌ است‌ از باغهای‌ بهشت‌ یا گودالی‌ است‌ ازگودال‌های‌ جهنم‌.» تفسیر نور الثقلین‌ ج‌ 2.
در حدیثی‌ دیگر آمده‌ «البرزخ‌، القبر» عالم‌ برزخ‌ همان‌ عالم‌ قبر است‌ که‌ پاداش‌ و کیفر میان‌ دنیا و آخرت‌ است‌. همین‌ طوردر حدیث‌ دیگر آمده‌ که‌ شخصی‌ از امام‌ صادق‌ سؤال‌ کرد «ما البرزخ‌» برزخ‌ چیست‌ و امام‌ فرمود: «قبر از زمان‌ مرگ‌ تا روزقیامت‌ ادامه‌ دارد.» و نیز حدیث‌ دیگر که‌ مورد سؤال‌ شما هم‌ هست‌ این‌ حدیث‌ است‌ که‌ اصبغ‌ بن‌ نباته‌ می‌گوید:«روزی‌حضرت‌ از کوفه‌ خارج‌ شد و به‌ سرزمین‌ غربی‌ نجف‌ آمد که‌ در آن‌جا قبرستانی‌ است‌ و از آن‌ گذشت‌. دیدیم‌ که‌ امام‌ علی‌ (ع‌)روی‌ زمین‌ دراز کشید قنبر گفت‌: یا علی‌ اجازه‌ نمی‌دهی‌ عبایم‌ را زیر پای‌ شما پهن‌ کنم‌ حضرت‌ فرمود: نه‌ اینجا سرزمینی‌است‌ که‌ خاک‌های‌ مؤمنان‌ در آن‌ قرار دارد و این‌ کار تو مزاحمتی‌ برای‌ آنها است‌ اصبغ‌ می‌گوید: سؤال‌ کردم‌ مزاحمت‌ آنهاچه‌ معنی‌ دارد؟ امام‌ فرمود: ای‌ اصبغ‌ اگر پرده‌ از مقابل‌ چشم‌ شما برداشته‌ شود ارواح‌ مؤمنان‌ را می‌بینی‌ که‌ در اینجا حلقه‌حلقه‌ نشسته‌اند و یکدیگر را ملاقات‌ می‌کنند و سخن‌ می‌گویند. اینجا جایگاه‌ مؤمنان‌ است‌ و در وادی‌ برهوت‌ ارواح‌ کافران‌قرار دارد.»
بنابر این‌ از آیات‌ و روایات‌ فوق‌ چنین‌ استفاده‌ می‌شود به‌ طور کلی‌ عالم‌ برزخ‌ همان‌ قبر است‌ که‌ بین‌ دنیا و آخرت‌ قرار گرفته‌که‌ روح‌ انسان‌ پس‌ از خارج‌ شدن‌ از بدن‌ جسمانی‌ و پایان‌ زندگی‌ دنیا در اجساد لطیفی‌ قرار می‌گیرد که‌ به‌ آن‌ قالب‌ مثالی‌ یابدن‌ مثالی‌ می‌گویند که‌ نه‌ به‌ کلی‌ مجرد از ماده‌ است‌ و نه‌ مادی‌ محض‌ که‌ تا قیامت‌ دوباره‌ به‌ فرمان‌ خدا به‌ بدن‌های‌ نخستین‌بر می‌گردد. تفسیر نمونه‌ جلد 14.
و همان‌ طور که‌ در سؤال‌ شما آمده‌ سرزمینی‌ است‌ در کنار نجف‌ بنام‌ غری‌ که‌ از یک‌ موقعیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌ که‌پیامبران‌ گذشته‌ در آن‌جا مسکن‌ گزیدند. حضرت‌ امیر وقتی‌ به‌ آنجا رسید دعا کرد و فرمود: خداوندا این‌ سرزمین‌ را قبر من‌قرار بده‌ چرا که‌ عذاب‌ قبر ندارد و سؤال‌ نکیر و منکر و حساب‌ ندارد و آن‌جا وادی‌ السلام‌ است‌. وقتی‌ مؤمنین‌ از دنیامی‌روند از شرق‌ و غرب‌ عالم‌ روحشان‌ به‌ آن‌ وادی‌ السلام‌ نجف‌ منتقل‌ می‌شود. این‌ مطلب‌ درست‌ است‌ ولی‌ اینکه‌ آن‌سرزمین‌ عالم‌ برزخ‌ نامیده‌ می‌شود صحیح‌ نیست‌ چون‌ همانطور که‌ ذکر شد عالم‌ برزخ‌ یک‌ معنای‌ کلی‌ دارد.
 
توضيحي ديگر:
 
عالم برزخ متوسط بین دنیا و آخرت است و برخی خصوصیات این جهان را از قبیل "محدودیت زمانی" داراست ولی در عین حال مربوط به عالم عقبی و اولین مرحله عالم ملکوت است. آیات و روایات متعددی گواه برآنست که‏انسان مؤمن در عالم برزخ متنعم به نعمت‏های الهی است چنان‏که در خبر است: القبر اما روضه من ریاض الجنه و اما حفره من حفر النیران برزخ یا بوستانی از گلزار بهشت است و یا حفره‏ای از گودال‏های آتش. و نیز روایات زیادی صراحت دارد که اعمال انسان در قبر با او همراهند و پشتیبان یا عذاب دهنده اویند تا در قیامت بر خداوند عرضه شوند. البته برخی از مؤمنین نیز در قبر معذبند و این عذاب کفاره گناهانشان خواهد بود تا در قیامت وارد بهشت گردند. نکته دیگر آن که آنچه در قبر مورد سؤال است نوعاً اعتقادات انسان میباشد ولی بررسی تفصیلی اعمال مربوط به قیامت است. برای آگاهی بیشتر ر. ک: 1- حیات برزخی، علی محمداسدی 2- عالم برزخ در چند قدمی ما، محمدی اشتهاردی 3- سیاحت غرب، نجفی قوچانی 4- معاد شناسی، آیت‏اللَّه طهرانی در رابطه با مسأله فشار و عذاب قبر ابتدا باید مفهوم واقعی آن را شناخت و سپس فلسفه آن را کاوید. دقت در متون دینی به این نکته راهبر است که مقصود از فشار قبر این نیست که در این قبور خاکی محسوس- که جزئی از عالم ماده است- فشاری بر بدن مادی انسان ها وارد میشود. بلکه مقصود از قبر در بسیاری از روایات عالم برزخ است و مقصود از "فشار" عذاب خاصی است که انسان درآن عالم متناسب با کنش‏های خود میبیند. در رابطه با فلسفه این عذاب‏ها باید گفت: سرای آخرت- که اولین مرتبه آن عالم برزخ است- منشأ ظهور ملکات و تجسم اعمال آدمی است. آن جهان هر کس با سرمایه اعتقاد و عمل و کردار دنیایی خویش زیست میکند. اعتقادات ملکات و اعمال صحیحه و فاضله حقایقی نورانی هستند که چهره ملکوتیشان نعمات گوناگون بهشتی است. در مقابل پندارها و کنش‏های باطل و ملکات رذیله حقایقی ظلمانی و ناریاند که باطن و ملکوتشان عذاب‏ها و فشارهای دوزخی هستند. همین که آدمی از این جهان رخت بربست با همان سرمایه‏ای که اندوخته زندگی خواهد کرد و در دوزخ سیئات یا نعیم حسنات قرار خواهد گرفت. از طرف دیگر عذاب قبر (عالم برزخ) برای برخی از مؤمنان مبتلا به بعضی معاصی نعمت است زیرا مدتی متناسب با کمیت و کیفیت گناه در عذابند و هرگاه میزان لازم از عذاب را چشیدند از آن خارج گشته و با لطف خدای سبحان آمادگی ورود به بهشت را مییابند. صدوق میگوید: علت فشار و عذاب قبر چه بسا کفاره گناهانی است که وی در دنیا مرتکب شده و گرفتاریهای دنیوی و مرض ها و سختی جان سپردن نتوانسته کفاره کامل گناهان باشد. برخی از آیات و روایات نشانگر زمانمند بودن عالم برزخ است. اما اینکه افراد نسبت به گذر زمان چه احساسی دارند بستگی به جایگاه و موقعیتشان دارد. یعنی آنان که در نعیمند زمان‏های طولانی بر ایشان چندان محسوس نیست و اهل عذاب زمان اندک بر ایشان بسیار طولانی مینماید. قبل از توضیح پیرامون وضعیت قبر توجه به یک نکته ضروری است. مقصود از قبر تنها حفره‏ای که آدمی را در آن دفن میکنند نیست بلکه فضا و محیط جدیدی است که آدمی با مرگ وارد آن میشود. شبیه آن که آدمی به خواب رفته و در حالی که بدنش در بستر است، اما روح او در جای دیگری سیر میکند. با فرا رسیدن مرگ، آدمی وارد عالم برزخ میشود و تا زمان برپایی قیامت در عالم برزخ میماند.در برزخ، برخی در عذابند و برخی دیگر در نعمت. برخی آزادند و برخی در بند. برخی در نزد خداوند روزی میخورند (مانند شهدا) و برخی نیز از انواع عذاب‏ها میچشند در قبر (به معنایی که گفته شد)، از تمامی اعمال و عقاید آدمی، سؤال و بازخواست خواهد شد و دو فرشته الهی برای پرسش از او نزد او خواهند آمد. البته پاسخ‏های برزخی در حد دانسته‏ها نیست، بلکه آدمی پاسخ‏هایی میدهد که ملکه او شده و در وجود او رسوخ کرده است. از این رو در روایات آمده است: "قبر، یا بوستانی از گلزار بهشت است و یا حفره‏ای از گودال‏های آتش دوزخ".

ویژگیهای عالم برزخ:

1ـ تکامل نفوس ناقصه در برزخ: در روایت است که چون رسول خدا (ص) به معراج رفتند به پیرمردی که در زیر درخت نشسته بود و در اطرافش کودکانی گرد آمده بودند برخورد کردند حضرت سوال کرد: ای جبرئیل این پیرمرد کیست؟ جبرئیل گفت این شیخ پدر تو ابراهیم است حضرت سوال کرد: این اطفال در اطراف او چه کسانی هستند؟ جبرئیل گفت: اینها اطفال مؤمنان هستند که حضرت ابراهیم به آنها غذا می‌دهد.(35)
و از حضرت صادق (ع) نقل شده که فرمود: اطفال شیعیان ما را از مؤمنین، حضرت فاطمه (ع) تربیت می‌کند.(36)
2ـ رشد و تکامل: هر چند پس از مرگ در عالم برزخ توانایی بر خطا و ثواب وجود ندارد و آنجا دیگر عالم تکلیف نیست ولی به موجب روایاتی که از اولیاء اسلام رسیده پس از مرگ نیز انسان می‌تواند بواسطه داشتن سرمایه‌هایی از دنیا تغذیه کند و به تکامل و رشد برسد یکی از آنها سنّت حسنه و پی‌ریزی سیره خوب در جامعه است چنانکه امام حسین (ع) از نبی اکرم (ص) روایت کرده که فرمود: هر کس سیره و روش خوبی را در جامعه بنیان نهد اجر آن سیره و اجر کسانی که تا قیامت به آن سیره عمل می‌کنند برای او خواهد بود بدون آنکه از اجر عاملین به آن چیزی کاسته شود.(37)
یکی دیگر از آن اسباب صدقات جاریه است پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: هفت عامل است که اگر شخص یکی از آنها را بجا آورده باشد پس از مرگ ثوابش در پرونده عمل او ثبت می‌گردد کسی که درخت میوه داری را بکارد یا چاهی حفر کند یا قناتی را جاری سازد یا مسجدی را بنیان نهد یا قرآنی بنویسد و یا علمی از خو بجای بگذارد یا فرزند صالحی تربیت کند که برای او استغفار نماید.(38)
در روایتی پیامبر (ص) فرموده: حضرت مسیح بر قبری گذر کرد که صاحب آن معذّب بود سال بعد از کنار همان قبر گذشت و صاحب قبر را معذّب نیافت از پیشگاه الهی درخواست نمود که او را از علت تغییر وضع آگاه سازد خداوند به حضرت مسیح وحی فرستاد که صاحب قبر فرزند صالحی از خود بجای گذارده بود او در این فاصله بالغ شد و به دو کار خیر دست زد یکی آنکه راهی را برای عبور مردم اصلاح نموده و دیگر اینکه یتیمی را مسکن داد و من گناه این پدر را به احترام عمل فرزند نیکوکارش بخشیدم.(39)
3ـ تنزل و تغییرات دیگر: همانطوری سنت حسنه اثرش باقی است تاسیس سیره سیئه نیز اثرش ممتد و دامنه دار است و طبق روایات کسی که سنت بدی را در جامعه بنیان نهد و دیگران از او پیروی کنند هر بار که آن سیره مورد عمل واقع شود گناه تازه‌ای ثبت می‌شود امام باقر (ع) میفرماید: هر بنده‌ای از بندگان خدا روش گمراه کننده‌ای را بین مردم ایجاد کند برای او گناهی همانند گناه کسانی است که مرتکب آن عمل شده‌اند بدون آنکه از گناه عاملین آن کاسته شود.(40)
روایاتی وجود دارد که نارضایتی پدر و مادر و تأثیر آن را در سرنوشت فرزند بیان می‌کند اگر پدر و مادری فرزندشان را عاق کرده باشند پس از مرگ در صورتی که از اعمال خیر فرزندشان که در دنیاست برخوردار شوند ممکن است از او راضی گردند بنابراین یکی از تفاوتهای برزخ و آخرت در این است که پرونده انسان مرده در برزخ تغییر می‌کند ولی در آخرت چنین نیست؟
4ـ آگاهی و درک انسان در برزخ: از منابع موجود استفاده می‌شود که با فرا رسیدن مرگ نه تنها شعاع دید و درک انسان کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر نیز می‌شود، پیامبر (ص) می‌فرماید: مردم خوابند همین که می‌میرند بیدار می‌شوند.(41)
این جمله را به دو گونه می‌توان معنی کرد ـ 1ـ منظور این است که در دنیا چیزهایی وجود دارد که انسان از آنها غافل است ولی پس از مرگ متوجه آنها می‌شود و کنایه از هوشیاری بعد از غفلت است. 2ـ معنای دیگر که استاد شهید مطهری بیشتر بر آن تکیه دارد این است که درجه حیات بعد از مردن از پیش از مردن کامل‌تر و بالاتر است همان طور که انسان در حال خواب از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری آن حیات کاملتر می‌شود همچنین حالت حیات انسان در دنیا نسبت به حیات برزخی درجه‌ای ضعیف‌تر است و با انتقال انسان به عالم برزخ کاملتر می‌شود.(42)
5ـ ارتباط ارواح با اهل دنیا در برزخ:
امام صادق (ع) می‌فرماید: هیچ مومن و کافری نیست مگر آن که در حین زوال شمس به دیدار اهل خود می‌رود و اگر دید که اهلش به اعمال نیکو اشتغال دارند سپاس و حمد خدا بجا می‌آورد و چون کافر ببیند که اهل او بر اعمال نیک مشغول‌اند برای او موجب حسرت و ندامت خواهد بود.(43)
اسحاق بن عمار می‌گوید از امام کاظم (ع) در مورد ارواح در گذشتگان سووال کردم که آیا آنها اهل خود را ملاقات و دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: بلی گفتم در چه مقدار از زمان دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال یک بار بر حسب منزلت و مکانت مومن گفتم در چه صورتی آنها برای دیدار اهل خود می‌روند؟ حضرت فرمود: در صورت پرنده لطیفی که خود را به دیوارها می‌زند و بر آنها اشراف می‌نماید. پس اگر آنها را در خیر و خوبی مشاهده کند خوشحال می‌شود و اگر آنها را در بدی و اندوه بنگرد غمناک می‌گردد. (44) البته این تمثیل است یعنی همان طور که مرغها بر روی دیوارهای شما خود را می‌اندازند و به آسانی رفت و آمد می‌کنند روح مومن هم از اهل خود و احوالات آنها اطلاع پیدا می‌کند.
مضمون و معنایی را که در روایات فوق وجود دارد ممکن است بتوان به نحوی از این سخن خدا فهمید که ارتباط شهدا و بازماندگان آنها را بیان می‌کند و می‌فرماید: یُسًتَبًشِرْونُ بِنِعًمُهٍ مِنُ اللهِ وُ فَضْلٍ وُ اللهُ لا یْضِیعْ اَجًرُ الْمْؤمِنِینُ (45) کشته شدگان در راه خدا از این که افراد خانواده‌شان را بر نعمت و فضل می‌بینند خوشحال و شادان می‌گردند.
6ـ همدم انسان در عالم برزخ:
قیس بن عاصم می‌گوید: من و جمعی از بنی تمیم از راه دور به مدینه آمدیم و خدمت رسول اکرم (ص) رسیدیم من عرض کردم یا رسول الله ما را موعظه‌ای بفرمایید که همواره از آن استفاده کنیم چرا که ما بادیه نشین هستیم و کمتر به شهر دسترسی داریم حضرت فرمود: ای قیس با عزت ذلت و با حیات مرگ است و با دنیا آخرت... ای قیس ناگزیر برای تو همنشین و مصاحبی خواهد بود که با تو به خاک سپرده می‌شود موقع دفن تو او زنده است و تو مرده اگر همنشین تو بزرگوار و کریم باشد تو را اکرام می‌کند و اگر پست و فرومایه باشد آزارت می‌دهد.(46)
علی (ع) می‌فرماید: شخص مسلمان دارای سه دوست است یکی از دوستانش به وی می‌گوید من در زندگی و مرگ با تو هستم و هرگز ترکت نمی‌کنم و آن عمل اوست دوست دیگر می‌گوید من فقط تا موقع مرگ با تو هستم آنگاه جدا می‌شوم و آن اموال او است آدمی به محض آن که می‌میرد اموالش به وراث انتقال می‌یابد دوست دیگر به او می‌گوید من تا قبر با تو هستم و تو را ترک می‌گویم و آن فرزند اوست.(47)
7ـ ملاقات ارواح با یکدیگر در عالم برزخ: امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ با یکدیگر ملاقات می‌کنند سووال کردند آیا واقعاً همدیگر را می‌بینند؟ فرمود بله می‌بینند و از همدیگر خبر می‌پرسند و سووال می‌کنند و همدیگر را آشنایی می‌دهند آن چنان آشنا می‌شوند که در آنجا می‌گویند این شخص فلانی است.(48)
امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ به شکل جسدهایی که دارند و با همان قیافه در درختهای بهشت می‌روند و یکدیگر را خوب می‌شناسند و از یکدیگر سووال می‌کنند و هنگامی که روح جدیدی بر آنان وارد می‌شود دیگران گویند رهایش کنید تا قدری استراحت کند چرا که او از یک مرحله سختی عبور کرده است بعد از آن که استراحت کرد از او می‌پرسند فلان کس چه شد؟ اگر این روح جواب داد که هنوز زنده است و در دنیا می‌باشد اینها منتظر و امیدوار می‌مانند که شاید نزد آنها بیاید و اگر گفت که مرده است می‌فهمند که وضعش بد است چون اگر آدم خوبی بود پس از مرگ نزد آنها می‌آمد پس می‌گویند از بین رفت حیف که اینطور شد.(49)
8ـ پرسش و سووال در عالم برزخ: مطابق روایات و اخبار در عالم برزخ فقط مسایلی که انسان باید به آنها اعتقاد و ایمان داشته باشد مورد پرسش و رسیدگی واقع می‌شود و رسیدگی به سایر مسایل موکل به قیامت است.
امام صادق (ع) فرموده است: آن که پرستش قبر را انکار کند شیعه ما نیست(50) امام صادق (ع) می‌فرماید: وقتی مومن از دنیا رود هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش تشییع می‌کنند وقتی وارد قبر شد منکر و نکیر به سراغ او می‌آیند و به او می‌گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ پیغمبر تو کیست؟ پس می‌گوید خداوند پروردگار من است و محمد پیغمبر من و اسلام دین من است پس قبرش تا چشم کار می‌کند وسیع می‌شود و برای او طعام می‌آورند و روح و ریحان بر او وارد می‌شود.(51) و در روایتی امام صادق (ع) می‌فرماید: میت در قبر از پنج چیز سووال می‌شود: از نماز و زکات و حج و روزه و ولایت.(52)
از بعض روایات استفاده می‌شود که سووال در قبر اختصاص به کسانی دارد که ایمان خود را خالص نموده و از مومنین خالص یا از کفار خالص باشند و افراد دیگر از مواخذه و سووال آنان صرف نظر می‌شود. امام صادق (ع) می‌فرماید: در قبر از کسی سووال نمی‌شود مگر آن کسی که ایمان خود را کاملاً خالص نموده باشد و یا آن کسی که کفر خود را خالص نموده باشد و اما بقیه افراد از سووال قبر آنها صرف نظر می‌شود.(53)
ممکن است تو هم شود با آن که خدا می‌داند چه کسی مومن و چه کسی کافر است پس چرا سووال می‌کنند؟ بعضی از بزرگان چنین فرموده‌اند که سووال و جواب در قبر مقدمه‌ای بر پاداش یا مجازات شخص سووال شده است مثل معلمی که محصلین خود را می‌شناسد که کدامیک از آنها زرنگ و کدامیک تنبل‌اند ولی با این حال از آنها امتحان می‌گیرد و آن کسی که نمره‌اش خوب است قبول می‌شود و دلیل دیگر این که خود سووال و جواب برای مومن لذت دارد. همان طوری که برای کافر ابتدای بدبختی و عذاب و شکنجه است.
دلیل سوم این که سووال و پرسش مقدمه نوید و بهشت و درآمدی بر عذاب است تا مومنان لذت ببرند و کافران گرفتار حسرت و ندامت و بدانند عذاب صبح و شام آنها به علت تمحیض آنها در کفر و نفاق است تا اعتراضی نداشته باشند.
9ـ کوتاهی عمر عالم برزخ در مقایسه با عمر قیامت:
قرآن در چند مورد به کوتاهی عمر عالم برزخ اشاره کرده است و از زبان مجرمین که در مورد مقدار توقفشان در عالم برزخ یا دنیا به گفتگو می‌پردازند می‌فرماید:
یُتَخافَتُونُ بُیًنَهْمً اِنً لَبِسًتُمً اِلاّ عُشْراً بعضی به بعضی دیگر می‌گویند شما تنها ده شبانه روز در جهان برزخ توقف کرده‌اید(54) ولی آنها که بهتر فکر می‌کنند می‌گویند شما به اندازه یک روز در برزخ درنگ کردید.(55)
بدون شک مدت توقف آنها در عالم برزخ طولانی بوده است ولی در برابر عمر قیامت مدتی بسیار کوتاه به نظر می‌رسد و از آنجا که کوتاهی عمر دنیا یا برزخ در برابر عمر آخرت و همچنین ناچیز بودن کیفیت اینها در برابر کیفیت قیامت با کمترین عدد سازگارتر می‌باشد قرآن در مورد گویندة این سخن که مدت یک روز را مدت درنگ و توقف خود ذکر کرده‌اند تعبیر به امثلهم طریقه کرده است یعنی کسی که روش و فکر او بهتر است.
و این کوتاهی دوران برزخ را آنچنان درست و واقعی می‌پندارند که سوگند به خلاف می‌خورند و قرآن در این زمینه می‌فرماید: وُ یُوًمُ تَقُومْ الساعُهْ یْقْسِمْ الْمْجًرِمْونُ ما لَبِثُوا غَیًرُ ساعُهٍ.
روزی که قیامت بر پا شود مجرمان سوگند یاد می‌کنند که فقط ساعتی در عالم برزخ توقف داشتند.(56) همان طور که اصحاب کهف که افرادی مومن و صالح بودند بعد از بیداری از خواب بسیار طولانی خود تصور کردند که یک روز یا بخشی از یک روز در خواب بوده‌اند و یا یکی از پیامبران الهی که داستانش در سوره بقره آیه 259 آمده است بعد از آن که از دنیا رفت و پس از یکصد سال مجدداً به حیات بازگشت اظهار داشت که فاصله میان دو زندگی به یک روز یا بخشی از یک روز بوده است و مجرمان با توجه به حالت خاص برزخشیان چنین تصوری از روی عدم آگاهی پیدا می‌کنند.
10ـ مردود بودن شفاعت در برزخ:
امام صادق (ع) می‌فرماید: وُاللهِ ما أَخافْ عُلَیًکُمً اِلاّ الْبُرًزَخ فَأما اِذا صارُ الاَمًرْ اِلَیًنا فَنَحًنْ اَوًلَی مِنْکُمً بخدا قسم نمی‌ترسم بر شما مگر از برزخ و چون کار به ما رسد ما اولی و سزاوارتر از شما می‌باشیم.(57)
در روایت دیگری عمرو بن یزید می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم از شما شنیده‌ام که می‌فرمودید همه شیعیان ما با همه گناهانی که دارند بهشتی هستند فرمود: گفته تو را تصدیق می‌کنم بخدا قسم همه آنان در بهشت خواهند بود من گفتم فدایت گردم بسیاری از گناهان کبیره‌اند فرمود: به شفاعت پیامبر و وصی او در قیامت همه به بهشت می‌روند ولکن به خداوند سوگند از برزخ برای شما خوفناکم و می‌ترسم پرسیدم: برزخ چیست فرمود: قبر، از لحظه‌ای که می‌میرد تا روز قیامت(58).
بنابراین می‌توان چنین استنباط کرد که موضوع شفاعت در عالم برزخ منتفی است و انسان با عمل خود دست به گریبان است و نتیجه عمل خوب یا بد خود را می‌بیند.
11ـ تجسم عمل در برزخ: به موجب بعضی از روایات اعمال هر انسان از لحظات بعد از مرگ یعنی در مراحل ابتدائی عالم برزخ تمثیل و تجسم می‌یابد و صاحب قبر در ملکوت قبر با چشم برزخی آن را می‌بیند و تا قیام قیامت با او خواهد بود. امام صادق (ع) میفرماید: وقتی شخص با ایمان را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در بهشت می‌بیند از آن دری که به عالم غیب گشوده شده مردی با چهره زیبا خارج می‌شود شخص با ایمان به او می‌گوید تو کیستی که من از تو زیباتر ندیده‌ام پاسخ می‌دهد من نیت خوب تو هستم که در دنیا بر آن بودی و عمل خوب تو هستم که در دنیا انجام دادی وقتی شخص کافر را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در آتش می‌بیند سپس از آن در مردی زشت رو خارج می‌شود امام فرمود: شخص کافر به او می‌گوید تو کیستی که من صورتی از تو قبیح‌تر ندیده‌ام؟ پاسخ می‌دهد من عمل بد تو هستم که در دنیا انجام می‌دادی و نیت ناپاک تو هستم که در دل داشتی.(59)
12ـ عذاب برزخی: روایاتی که در باره عذاب قبر و ثواب قبر وارد شده است راجع به همان بدن برزخی است که به مناسبت ارتباط عالم برزخ هر کس به قبر آن کس از آن تعبیر به عذاب قبر شده است.
علی (ع) می‌فرماید: از بندگان خدا بعد از مرگ برای کسانی که آمرزیده نشده‌اند عذاب و درد قبر شدیدتر از مرگ است پس از تنگی و تاریکی و وحشت و غربت آن بهراسید همانا قبر هر روز ندا می‌کند منم خانه غربت منم خانه وحشت و منم خانه کرم, قبر برای مؤمنین همانند باغی است از باغهای بهشت و یا گودالی از گودالهای جهنم.(60)
عذاب در قبر چنان وحشتناک است که در مقابل عذابهای آن مجرمین از وحشتهای دنیوی نمی‌ترسند چون در مقابله با آن وحشتها ناچیز است، علی (ع) میفرماید:
عذاب در قبر برای آنها به قدری شدید است که وقوع حوادث هراس انگیز و زلزله و اضطراب و وحشتهای دنیا آنها را به وحشت نمی‌اندازد.(61)
از این جهت ائمه معصومین برای مردم از شدت برزخ احساس خطر کرده‌اند شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم شنیده‌ام که گفته‌ای همه شیعیان ما در بهشت جای می‌گیرند حضرت فرمود: در قیامت همه شما بواسط شفاعت پیغمبر یا وصی پیغمبر به بهشت می‌روید اما بخدا قسم در مورد برزخ بر شما می‌ترسم.(62)
رسول خدا (ص) فرموده‌اند که در زمان قبل از نبوت که به شتران و گوسفندان نظارت می‌نمودم و آنها در جایگاه خود مستقر و متمکن بودند و هیچ چیز در اطراف آنها نبود که آنها را تهییج کند و آنها را بترساند ناگهان می‌دیدم که آنها از جای خود حرکت کرده و به هوا می‌پرند با خود می‌گفتم این چه داستانی است و بسیار در شگفت می‌ماندم تا آنکه جبرئیل (ع) برای من چنین گفت: چون کافر بمیرد چنان ضربه‌ای بر او زنند که تمام مخلوقات که خدا آفریده است از آن ضربه به وحشت و هراس شتران و گوسفندان در اثر همان ضربه‌ای است که به کافر خورده است پس پناه می‌برم به خداوند از عذاب قبر.(63)
علی (ع) می‌فرماید: زندگی تاریکی که خداوند دشمن خود را از آن برحذر داشته است عذاب قبر است.(64)
13ـ فشار قبر
موضوع دیگر فشار قبر است که فراگیرتر از عذاب قبر است و کم اتفاق می‌افتد که کسی فشار قبر نداشته باشد چون فشار قبر در اثر گناهان است شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم آیا کسی از فشار قبر رهایی می‌یابد؟ حضرت فرمود: پناه به خدا از فشار قبر چقدر افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا کنند کم هستند سپس فرمودند چون عثمان رقیه دختر رسول را کشت رسول خدا (ص) بر کنار قبر او ایستادند و در حالی که سر خود را به آسمان بلند نموده و اشک از چشمانشان جاری بود، به مردم فرمود: من رقیه دخترم را به یادآوردم آنچه را که به او رسیده است پس دلم شکست و خواستم که خدا او را از فشار قبر برهاند.
حضرت صادق (ع) به دنبال این قضیه فرمودند: رسول خدا (ص) برای تشییع جنازه سعدبن معاذ از منزل خارج شدند در حالی که هفتاد هزار فرشته جنازه وی را تشییع می‌نمودند و پس از دفن، حضرت رسول الله (ص) سر خود را به طرف آسمان بلند نموده و فرمودند آیا فشار قبر شخصی مانند سعد را با این سابقه درخشانش در اسلام می‌گیرد؟
ابو بصیر می‌گوید: عرض کردم فدایت شوم ما چنین می‌پنداشتم که سعد از بول اجتناب کامل نمی‌کرد! حضرت فرمود: مُعاذَ الله اِنّما کانُ مِنً زَعارُهٍ فِی خُلْقِهِ عُلَی اَهًلِهِ پناه به خدا چنین نیست بلکه فشار قبر سعد به علت سوء خلقی بو که با اهل خانه خود داشت. امام صادق (ع) فرمودند: مادر سعد گفت: گوارا باد ای سعد بر تو در این بهشتی که وارد شدی رسول خدا فرمود: ای مادر سعد بر خدا حکم جز می‌منما،(65) فشار قبر تنها در زمین نیست بلکه مرده هر کجا که باشد ولو اینکه بالای دار باشد فشار قبر می‌بیند و خدا امر می‌کند که هوا او را فشار دهد از حضرت صادق (ع) سوال شد در مورد کسی که او را به دار آویخته‌اند حضرت فرمود: برای خداوند زمین و هوا یکی است خداوند به سوی هوا وحی می‌کند که او را در فشار بگیرد و هوا چنان او را در فشار قرار می‌دهد که از فشار قبر سخت‌تر باشد.

عالم برزخ از دیدگاه عمیق

همان طوری که در عالم ارواح از ماده و آثار ماده خبری نیست در جهان برزخ هم که حدفاصل بین دنیا و آخرت است ماده در کار نیست ولی بعضی از آثار ماده مانند شکل و کمیت و مکان را دارا می‌باشد برای توضیح بیشتر باید گفت: ماده جوهری است که صورتهای مختلف جسمانی را می‌پذیرد و مانند آب و خاک و ستاره و ماه و انسان و حیوان ولی موجود مجرد از همه عوارض ماده برکنار می‌باشد موجوداتی که در عالم برزخ هستند ماده ندارند ولی شکل و صورت و اندازه و رنگ و بو دارند و مکان و زمان را اشغال می‌کنند. خوشحالی و ناراحتی و عذاب و لذت مادی و معنوی دارند و گاهی عالم برزخ را عالم خیال نیز می‌گویند یعنی عالمی که در آنجا شکل و صورت و خصوصیات صورت محسوب وجود دارد ولی ماده ندارد البته صورتهایی که در آنجا وجود دارد به مراتب از موجوداتی که در عالم ماده و دنیا وجود دارد، قوی‌تر و حرکت آنها سریع‌تر می‌باشد و حتی غم و اندوه و سرورشان نیز شدیدتر می‌باشد چون ماده به نوبه خود مانع ظهور بیشتر این خصوصیات است ولی عالم برزخ چون از ماده و مادیات خالی است لذا این آثار در آنجا تجلی بیشتری دارد، برای توضیح مطلب مثالی می‌زنیم. همه افراد بشر بدنی دارند که از هر جهت محدود و مشخص می‌باشد و یک سلسله نیروهای باطنی دارند مثل حافظه و تفکر و قوه واهمه و تخیل که با این قوای باطنی کارهای عجیبی انجام می‌دهیم فی المثل در اندک زمانی ساختمان یک صد طبقه در ذهن خودمان می‌سازیم و سپس خرابش می‌کنیم یا در یک لحظه از شرق به غرب می‌رویم و در کوتاه مدت کارهای دراز مدت انجام می‌دهیم پس قلمرو ذهن ما به کمک قوای درونی نسبت به کالبد مادی و قوای طبیعی ما چقدر گسترده‌تر و بزرگتر است و به همین میزان عالم برزخ نسبت به دنیا وسعت و عظمت دارد. آن چه در دنیا در عالم خواب مشاهده می‌کنیم فقط نمونه‌ای است از عالم برزخ نه خود برزخ برای این که برزخ به قدری وسیع و دقیق و لطیف است که از دست انداز قدرت حواس ظاهری ما خارج می‌باشد، به طوری که با قوای ظاهری قابل لمس و رویت نیست به همین جهت حقایق برزخی نمی‌تواند در آینه ماده منعکس شود بلکه عالم ماده آن چه از برزخ نشان می‌دهد به قدر ظرفیت و استعداد ماده می‌باشد. همان گونه که آثار قیامت نیز در آینه برزخ در صورت مثالی دیده نمی‌شود و آن چه در برزخ از واقعیات قیامت انعکاس می‌یابد به اندازه استعداد و فراخور گنجایش خود اوست و به همین جهت در قیامت ادراکات به مراتب قوی‌تر و وسیع‌تر است.

سرنوشت ارواح مومنان در برزخ :

مؤ منانى که از دنيا رحلت مى کنند، در عالم برزخ به صورت هاى برزخى که شبيه صورت انسان است مثل و مصور مى شوند نه به صورت هاى ديگر.
ابن ظبيان مى گويد: من در خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم که فرمود:
مردم درباره ارواح مؤ منان پس از مرگ چه مى گويند؟
عرض کردم : مى گويند: آنها پس از مرگ در حواصل (سنگدان و چينه دان ) مرغان سبز رنگ قرار مى گيرند.
فرمود: ((سبحان الله ))! مؤ من در نزد خدا گرامى تر از آن است که روح او را در ((سنگدان )) مرغى قرار دهد، لکن چون وقت ارتحال مؤ من مى رسد، رسول خدا صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام به نزد او مى آيند، در حالى که با آنها ملائکه مقرب پروردگار هم هستند.
اگر خداوند زبان مؤ من را با شهادت به توحيد پروردگار و به نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و ولايت اهل بيت عليه السلام گويا کند، آنها به نفع او شهادت مى دهند و فرشتگان مقرب هم با شهادت آنها شهادت خواهند يافت .
و اگر زبان مؤ من در آن حال بسته باشد! خداوند پيامبر خود را از ضمير و قلب او آگاه مى کند، پس رسول خدا بر ايمانش گواهى مى دهد، بر اساس ‍ شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام و فرشتگانى هم که حضور دارند نيز گواهى خواهند داد.
پروردگار چون روح مؤ منان را به سوى خود قبض مى کند، آنها را در بهشت مى برد. و در صورتى مانند صورت آنها قرار مى دهد، به طورى که در بهشت مى خورند و مى آشامند، چون روح شخصى که تازه از اين دنيا رفته بر آنها وارد مى شود، ايشان را به همان صورت هايى که در دنيا داشتند مى شناسند.
ابوبصير نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت کرده : ارواح مؤ منان در بهشت کنار درختى به صورت اجساد بشر قرار دارند و بدين صورت ها شناخته مى شوند، يکديگر را مى شناسند و با هم گفت و گو مى کنند.
چون روح تازه اى بر آنها وارد مى شود، مى گويند: فعلا او را پرسش ‍ واگذاريد؛ چرا که از مقام هولناک و ترس عظيمى رهايى يافته است .
سپس از او مى پرسند: فلان کس چه کرد؟ و فلان کس کجا است ؟ اگر در پاسخ بگويد: او زنده بود، ارواح اميد خير و رحمت و سعادت را درباره او دارند. اگر بگويد: مرده است ، ارواح مى گويند: واى به حال او به پستى گراييد و سقوط کرد.
اگر او از اهل بهشت مى بود مسلما با بهشتى ها بوده است ، چون در ميان آنها نيامده معلوم مى شود که به جهنم رفته است

در خصوص زندگی برزخی سوالات زیادی به ذهن انسان خطور میکند و می خواهد بداند نحوه زندگی و حیات ارواح در عالم برزخ چگونه است ؟ و اینکه آيا انسان ـ كه بعد از مرگ، روح از بدنش خارج مى شود ـ قادر است با انسان هاى زنده در اين دنيا ارتباط بر قرار كند؟
آيات متعدد در قرآن مجيد است كه از مرگ به «توفى» (دريافت تام و تمام) تعبير مى كند كه اشاره لطيفى به مسئله بقاى روح دارد; از جمله: سوره هاى، نساء، 97; انعام، 61; نحل، 27، 32 و 70 ; يونس، 46 و 104 ; رعد، 40 ; غافر 77 و 67; انفال، 50; اعراف، 37; حج، 5; زمر، 42 ـ و... ; بنابراين با توجه به اين آيات، روشن مى شود كه روح، باقى، مستقل و مجرد از مادّه است.

علما و دانشمندان چندين قرن است كه پژوهش هاى علمى و آزمايش هاى عملى زيادى را درباره روح انجام داده اند; از جمله مى گويند: ارواح آزادند و در صورت فراهم بودن بعضى شرايط مخصوص، مى توانند با زندگان تماس برقرار كنند; پس مسئله بقاى روح پس از مرگ، امرى مسلم است كه امروزه از طرف دانشمندان و فلاسفه شرق و غرب مورد تأييد قرار گرفته و بزرگان اسلام نيز با دلايل روشن، اين امر را ثابت كرده اند.

آيات 17 آل عمران و 26 يس نيز بر ارتباط ارواح با انسان هاى زنده در اين دنيا دلالت دارد.
گرچه بسيارى از كسانى كه ادعاى ارتباط با عالم ارواح دارند، دروغ مى گويند و يا گرفتار تخيل و پندارند، ولى طبق تحقيقات، اثبات شده است كه ارتباط با عالم ارواح امرى ممكن است واين امر، براى جمعى از آگاهان، به تجربه ثابت شده كه در تماس با ارواح، حقايقى را درك كرده اند و اين خود، دليل روشنى بر اثبات جهان برزخ و واقعيت آن است و نشان مى دهد كه بعد از عالم دنيا و مرگ جسم، و قبل از برپا شدن شدن قيامت جهان ديگرى وجود دارد.

یکی دیگر ازسوالات درباره عالم برزخ اینست که آيا انسان در عالم برزخ با نزديكان خود ملاقات مى كند؟ و آيا در عالم برزخ مى داند در دنياى ديگرى زندگى مى كرده است؟
از ظاهر برخى آيات مى توان فهميد، انسان ها در عالم برزخ، خويشان و غيرخويشان خود را مى شناسند و با آنها ملاقات مى كند; از جمله:
خداوند متعال، در آيات 169ـ171 آل عمران، درباره شهيدان مى فرمايد: هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار، آنها زنده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. به آن چه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند، شادى مى كنند كه نه بيمى برايشان است و نه اندوهگين مى شوند; بر نعمت و فضل خدا و اين كه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى گرداند، شادى مى كنند.
اين آيات شريفه بر زندگى شهدا در برزخ به طور خاص و زندگى ديگران به طور عام دلالت دارد. با اثبات اين موضوع در مى يابيم كه برزخيان هم ديگر را مى شناسند و با هم ملاقات مى كنند و خوشبختى و بشارتى كه در اين آيات اشاره شده، حاكى از شناخت و ملاقات مجاهدان با يك ديگر و مؤمنان با قوم خويش است.
در حديثى امام على(عليه السلام) به اصبغ بن نباته، درباره مؤمنان در عالم برزخ مى فرمايد: ... اگر پرده از مقابل چشم شما برداشته شود، ارواح مؤمنان را مى بينيد كه در اين جا حلقه حلقه نشسته و يك ديگر را ملاقات مى كنند و سخن مى گويند: اين جا جايگاه مؤمنان و وادى برهوت جايگاه كافران است.

حضرت على(عليه السلام) هنگامى كه با عده اى از يارانشان از قبرستانى عبور مى كردند، خطاب به اهل قبور فرمودند: من به شما از آن چه در دنيا بعد از شما مى گذرد خبر مى دهم...و شما نيز... .

اين گفت و گو نيز مى فهميم كه برزخيان مى دانند كه چندى پيش در دنيا بوده اند و اكنون دستشان از همه چيز كوتاه شده است.
در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است: هنگامى كه كسى مى ميرد، ارواح مومنان نزد او جمع مى شوند و از او درباره كسانى كه مرده اند و كسانى كه هنوز زنده اند مى پرسند ; اگر معلوم شود كه مرده است و پيش آنها نيامده مى گويند او در جهنّم برزخى سقوط كرده است.

از اين روايت معلوم مى شود كه افراد خوب و بد در بهشت و جهنّم برزخى از حال هم ديگر خبر ندارند و يك ديگر را ملاقات مى كنند.

مکان برزخی

مکان عالم برزخ کجاست؟ آیا در زمین است یا آسمان؟

در پاسخ می‌گوییم عالم برزخ در ملکوت همین دنیاست یعنی حقیقت و باطن دنیاست. زیرا این عالم دو روی دارد یک طرف برونی و دیگر طرف درونی همانطوری که بدن انسان نیز دو رو و جنبه دارد یکی جنبه ظاهری که هیکل آدمی است و دیگری جنبه باطنی که همان بدن مثالی و روح حیوانی است وقتی چشم و گوش ظاهری انسان بسته شد از طریق چشم و گوش باطنی می‌تواند حقایق عالم برزخ را مشاهده نماید مثل موقعی که شخص خواب است با این که حواس او از کار افتاده اما باز هم می‌بیند و می‌شنود.

اما در روایات زیادی وارد شده که ارواح مومنین در وادی السلام جمع می‌شوند که سرزمینی است در نجف اشرف که وادی ولایت است در پشت کوفه چون قبل از دفن جسد مطهر علی (ع) در نجف اشرف شهری نبوده است بلکه بیابانی بوده یک فرسنگ از کوفه دورتر لذا نجف را ظَهر کوفه می‌گویند.

حبه می‌گوید: من با امیر المومنین (ع) به سوی ظَهر کوفه از کوفه خارج شدیم حضرت در قبرستان وادی السلام توقف نمود همانند کسی که در مقابل مردمی برای مکالمه ایستاده است من نیز با قیام آن حضرت ایستادم تا خسته شدم ناچار نشستم مدتی گذشت و دوباره بپا خاستم و آنقدر ایستادم که مثل بار اول دچار خستگی شدم مجدداً نشستم پس از مدتی برخاستم عبا را از دوش گرفتم و به علی (ع) عرض کردم من از این هم سر پا ایستادن بر شما می‌ترسم ساعتی استراحت کنید و عبای خود را گستردم تا حضرت بنشیند حضرت فرمود: ای حبه این قیام و توقف من چیزی جز تکلم و انس با مومن نبود عرض کردم: آیا مردگان هم با یکدیگر تکلم و انس و الفت دارند؟ فرمود بلی اگر پرده در جلو دیدگان تو برداشته شود آنها را می‌بینی که حلقه حلقه نشسته و با عمامه خود یا چیز دیگری پشت و ساقه‌های پای خود را به هم بسته و بدین طریق نشسته و گفتگو دارند عرض کردم آیا آنها اجسامی هستند یا ارواحی؟ حضرت فرمود: بلکه ارواح هستند و هیچ مومنی در سرزمینی نمی‌میرد مگر آنکه به روح او گفته می‌شود که به وادی السلام ملحق شود و وادی السلام بقعه‌ای از بهشت عدن است.

چنین برداشت می‌شود که هر چیزی حتی ساختمانها و انسانها و حیوانها یک صورت ظاهری و مادی دارند و یک صورت باطنی و ملکوتی مکه‌ای که انسان زیارت می‌کند صورت برزخی کعبه است که مادی نیست ولی صورتش عین مکه است.

و در بعضی روایات آمده است که در وادی ”برهوت“ روح هر کافری قرار دارد حتی در بعضی از روایات دارد که روح بعضی از مردگان به وادی السلام منتقل می‌شود وقتی سوال از آشنایی می‌کنند وی می‌گوید قبل از من مرده است معلوم می‌شود به برهوت برده‌اند.

در حدیثی هنگامی که از ارواح مومنین از حضرت صادق (ع) سوال شد امام فرمودند: آنها در حجره‌هایی از بهشت برزخی از طعام و شراب آن متنعم می‌شوند و می‌گویند پروردگارا قیامت را برای ما بر پا کن و وعده‌هایی را که به ما داده‌ای وفا نما. چون نعمت‌های برزخی محدود و اصولاً حیات برزخی شایسته اقامت دائمی نمی‌باشد. بدیهی است که مومنین در وادی السلام در التذاذ و مسرت بسر می‌برند و در انتظار فرا رسیدن روز قیامت هستند اما کفار که دستشان از علم و معرفت کوتاه است در خشکزار برهوت اجتماع دارند و گذشت زمان برای آنها سخت و ناگوار است و از قیام قیامت هراسان‌اند.

از این جهت در روایات می‌خوانیم که گناهکاران همین که عذاب برزخ را مشاهده می‌کنند می‌گویند ربنا لا تقم لنا الساعه خدایا قیامت را برای ما بر پا مکن. چون می‌دانند این عذاب موقت و گاه و بیگاه به مراتب آسان‌تر است از عذاب دائمی و سوزان جهنم.

و از برخی آیات استفاده می‌شود که مکان بهشت و جهنم برزخی در روی همین زمین است مثلاً در آیه‌ای آمده است که: النّارْ یْعًرُضُونُ عُلَیًها غُدْواً وُ عُشِیاً عذاب ناراحت کننده آتش هر بامداد و شامگاه بر فرعونیان عرضه می‌شود.

انسان در عالم خواب صورت دارد وزن و سنگینی ندارد و عالمی که در آن حرکت می‌کند از این سنخ است لذا از بالای بلندی سقوط می‌کند به زمین نمی‌خورد و یا گاهی مانند فرشته سبکبال در فضا پرواز می‌کند اوج و حضیض دارد به دورترین نقاط سفر می‌کند در تفسیر آیه فوق امام صادق (ع) می‌فرماید: این در دنیا قبل از روز قیامت است زیرا آتش قیامت صبح و شام ندارد سپس فرمود: اگر آنها در قیامت تنها صبح و شام در آتش دوزخ عذاب شوند در میان این دو باید سعادتمند باشند چنین نیست این مربوط به برزخ است پیش از روز قیامت و شب و روز و صبح و عصر آنها به مناسب صبح و شام دنیاست.

در مورد نعمت هم می‌فرماید: و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا روزی آنها بدون هیچ گونه رنجی شب و روز به آنها می‌رسد.
از بامداد و شامگاه فهمیده می‌شود که برزخ در روی زمین است بنابراین زندگی برزخی به تناسب روح و جسم برزخی ظهور پیدا می‌کند مادامی که انسان در قالب جسم مادی است زندگی او در دنیاست به مجرد این که جسم را از دست داد زندگی برزخی او شروع می‌شود.

دلیل عقلی بر وجود برزخ

از جمله دلایل عقلبی بر وجود برزخ قاعده تکامل است که عالم همواره رو به کمال می‌رود و این مسیر را تا ابد ادامه خواهد داد و این قانون مطابق حکمت و مشیت الهی است.

بعد از عالم دنیا عالمی است که به مراتب کاملتر از این عالم است ولی نسبت به آخرت از کمال کمتری برخوردار است.

به عبارت دیگر نکته اصلی این است که تا انسان دوران تکامل برزخ را سپری نکند ورود به عالم دیگر برای او میسر نیست در برزخ باید ساخته و پرداخته شود تا آمادگی حضور در قیامت را پیدا کند.

جنین اگر در رحم مادر آمادگی جسمی و روحی پیدا نکند نمی‌تواند وارد صحنه طبیعت شود انسان هم برای نیل به بهشت و جهنم ابدی باید شرایط برزخی را بگذراند تا در سایه تکامل ذاتی جسم و روح مناسب با ابدیت را احراز نماید.

بهشت و جهنم كجاست؟

انسان در جهان ماده زندگی می‏كند و بسیاری از داوری‏ها و انتظارات او هم رنگ مادی دارد. او برای هر چیز، جا و مكان مادی تصور می‏كند. حال اگر از او پرسیده شود كه جای مسئله 2+2=4 كجاست یا جای معادله 9 = ایكس+4 كجاست؛ در پاسخ خواهد گفت: این مسئله‏ای ریاضی یا معادله‏ای جبری است و نمی‏تواند جایی داشته باشد و امری است كه جنبه متافیزیكی دارد و خارج از محدوده تاریخ و مكان است؛ بلكه اساساً علوم و دانش‏های بشری ذاتاً مجرد از ماده است و زمان و مكان ندارد و از جان انسان بیرون نیست. از این رو با رفتن روح از بدن، علوم هم همراه او می‏شوند.

بهشت و جهنم نیز از محدوده تاریخ دنیایی و زمان و مكان خارج است و قبل، بعد، كی و كجای دنیوی بر نمی‏دارند و چنانچه ما بخواهیم آنها را تصور كنیم، باید به تعبیرهای قرآن و احادیث معصومین علیهم‌السلام رو آورده، بگوییم: بهشت نزد سدره المنتهی است.

در احادیث فراوانی «سدر المنتهی»، «جنه المأوی»، «عرش»، «كرسی»، «معراج» و «ملكوت» همه كنار هم قرار گرفته است؛ یعنی همه در آسمان‏ها قرار گرفته است.

بسیاری از احادیث اسلامی تأیید و تأكید می‏كنند كه بهشت و دوزخ هم اكنون مخلوقند. یكی از اصحاب از امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام پرسید: كه آیا بهشت و دوزخ هم اكنون مخلوقند؟

امام علیه‌السلام فرمود: «آری آفریده شده‏اند و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به هنگام معراج، وارد بهشت شد و دوزخ را نیز مشاهده كرد»(1)

در بسیاری از روایات مربوط به معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، به مسئله بهشت و دوزخ و وجود آنها اشاره شده و قرآن در سوره نجم در جریان معراج پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز به این موضوع اشاره كرده است.

روایات متعددی كه در منابع شیعه و اهل سنت درباره تولد بانوی اسلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها آمده، نیز گواه بر این معنی است كه می‏گوید:

پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در شب معراج وارد بهشت شد و از میوه درختان بهشتی تناول فرمود و از همان میوه، نطفه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها منعقد شد و لذا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله او را می‏بوسید و می‏گفت:

«از او بوی بهشت می‏شنوم»(2)

در حدیث دیگری از پیغمبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تعبیر لطیف‏تری در این زمینه دیده می‏شود و آن این كه می‏فرماید: هنگامی كه به معراج رفتم، وارد بهشت شدم؛ در آنجا فرشتگانی را دیدم كه قصرهایی می‏سازند و گاه توقف می‏كنند، از علت این امر سؤال كردم، گفتند: ما منتظر مصالح هستیم! گفتم مصالح شما چیست؟ گفتند: ذكر «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» كه مؤمن می‏گوید؛ هنگامی كه ذكر می‏كند، بنا می‏كنیم و هنگامی كه خودداری می‏كند، دست نگه می‏داریم.(3)

برای اطلاعات بیشتر به كتاب‏های تفسیر موضوعی قرآن و معاد درقرآن از آیت الله جوادی آملی و پیام قرآن از آیت الله مكارم شیرازی مراجعه كنید.

 

برزخ" یعنی عالمی مابین دنیا و آخرت که انسان پس از مرگ وارد آن عالم میشود. قرآن میفرماید: "حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون - لعلّی اعمل صالحاً فیما ترکت کلّا انّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون".(1)
تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد، میگوید: پروردگار من! مرا بازگردان، شاید در آن چه ترک کردم و کوتاهی نمودم عمل صالحی انجام دهم (به او میگویند) چنین نیست، این سخن است که او به زبان میگوید و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته میشوند.
روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:
"اتخوف علیکم فی البرزخ"؛
من از برزخ درباره شما میترسم راوی سؤال کرد:
ما البرزخ؛ برزخ چیست؟
فرمود: القبر منذ حین موته الی یوم القیامة؛ برزخ همان قبر است از آن زمانی که انسان میمیرد تا روز قیامت.(2)
ویژگیهای عالم برزخ این است که قبر یا بمنزله باغی از باغهای بهشت، یا حفره‏ای از حفره‏های جهنم خواهد بود، لذا امام سجاد(ع) فرمود:
"ان القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النیران". (3) یکی دیگر از خصایص عالم برزخ، سؤال در قبر است، امام صادق(ع) فرمود:
من انکر ثلاثة اشیاء فلیس من شیعتنا: المعراج و المسألة فی القبر و الشفاعة؛ کسی که سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست، معراج، سؤال در قبر و شفاعت.(4)
یکی دیگر از ویژگیهای قبر، فشار قبر است، البته مراد از قبر در اکثر اخبار، چیزی است که روح در آن در عالم برزخ قرار دارد.(5)
در روایتی از حضرت صادق(ع) آمده است:
"فاذا قبضه الله عزوجلّ صیّر تلک الروح فی قالب کقالبه فی الدنیا(6)؛ هنگامی که خداوند مؤمنی را قبض روح میکند آن را در قالبی هم چون قالبش در دنیا قرار میدهد" پس فشار قبر به معنای این نیست که قبر بر بدن فشار میآورد، بلکه روح که در قالب مثالی بدن قرار گرفته تحت فشار قرار میگیرد و روح اذیت و آزار میبیند.


 

ویژگیهای عالم برزخ

1ـ تکامل نفوس ناقصه در برزخ: در روایت است که چون رسول خدا (ص) به معراج رفتند به پیرمردی که در زیر درخت نشسته بود و در اطرافش کودکانی گرد آمده بودند برخورد کردند حضرت سوال کرد: ای جبرئیل این پیرمرد کیست؟ جبرئیل گفت این شیخ پدر تو ابراهیم است حضرت سوال کرد: این اطفال در اطراف او چه کسانی هستند؟ جبرئیل گفت: اینها اطفال مؤمنان هستند که حضرت ابراهیم به آنها غذا می‌دهد.(35)
و از حضرت صادق (ع) نقل شده که فرمود: اطفال شیعیان ما را از مؤمنین، حضرت فاطمه (ع) تربیت می‌کند.(36)
2ـ رشد و تکامل: هر چند پس از مرگ در عالم برزخ توانایی بر خطا و ثواب وجود ندارد و آنجا دیگر عالم تکلیف نیست ولی به موجب روایاتی که از اولیاء اسلام رسیده پس از مرگ نیز انسان می‌تواند بواسطه داشتن سرمایه‌هایی از دنیا تغذیه کند و به تکامل و رشد برسد یکی از آنها سنّت حسنه و پی‌ریزی سیره خوب در جامعه است چنانکه امام حسین (ع) از نبی اکرم (ص) روایت کرده که فرمود: هر کس سیره و روش خوبی را در جامعه بنیان نهد اجر آن سیره و اجر کسانی که تا قیامت به آن سیره عمل می‌کنند برای او خواهد بود بدون آنکه از اجر عاملین به آن چیزی کاسته شود.(37)
یکی دیگر از آن اسباب صدقات جاریه است پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: هفت عامل است که اگر شخص یکی از آنها را بجا آورده باشد پس از مرگ ثوابش در پرونده عمل او ثبت می‌گردد کسی که درخت میوه داری را بکارد یا چاهی حفر کند یا قناتی را جاری سازد یا مسجدی را بنیان نهد یا قرآنی بنویسد و یا علمی از خو بجای بگذارد یا فرزند صالحی تربیت کند که برای او استغفار نماید.(38)
در روایتی پیامبر (ص) فرموده: حضرت مسیح بر قبری گذر کرد که صاحب آن معذّب بود سال بعد از کنار همان قبر گذشت و صاحب قبر را معذّب نیافت از پیشگاه الهی درخواست نمود که او را از علت تغییر وضع آگاه سازد خداوند به حضرت مسیح وحی فرستاد که صاحب قبر فرزند صالحی از خود بجای گذارده بود او در این فاصله بالغ شد و به دو کار خیر دست زد یکی آنکه راهی را برای عبور مردم اصلاح نموده و دیگر اینکه یتیمی را مسکن داد و من گناه این پدر را به احترام عمل فرزند نیکوکارش بخشیدم.(39)
3ـ تنزل و تغییرات دیگر: همانطوری سنت حسنه اثرش باقی است تاسیس سیره سیئه نیز اثرش ممتد و دامنه دار است و طبق روایات کسی که سنت بدی را در جامعه بنیان نهد و دیگران از او پیروی کنند هر بار که آن سیره مورد عمل واقع شود گناه تازه‌ای ثبت می‌شود امام باقر (ع) میفرماید: هر بنده‌ای از بندگان خدا روش گمراه کننده‌ای را بین مردم ایجاد کند برای او گناهی همانند گناه کسانی است که مرتکب آن عمل شده‌اند بدون آنکه از گناه عاملین آن کاسته شود.(40)
روایاتی وجود دارد که نارضایتی پدر و مادر و تأثیر آن را در سرنوشت فرزند بیان می‌کند اگر پدر و مادری فرزندشان را عاق کرده باشند پس از مرگ در صورتی که از اعمال خیر فرزندشان که در دنیاست برخوردار شوند ممکن است از او راضی گردند بنابراین یکی از تفاوتهای برزخ و آخرت در این است که پرونده انسان مرده در برزخ تغییر می‌کند ولی در آخرت چنین نیست؟
4ـ آگاهی و درک انسان در برزخ: از منابع موجود استفاده می‌شود که با فرا رسیدن مرگ نه تنها شعاع دید و درک انسان کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر نیز می‌شود، پیامبر (ص) می‌فرماید: مردم خوابند همین که می‌میرند بیدار می‌شوند.(41)
این جمله را به دو گونه می‌توان معنی کرد ـ 1ـ منظور این است که در دنیا چیزهایی وجود دارد که انسان از آنها غافل است ولی پس از مرگ متوجه آنها می‌شود و کنایه از هوشیاری بعد از غفلت است. 2ـ معنای دیگر که استاد شهید مطهری بیشتر بر آن تکیه دارد این است که درجه حیات بعد از مردن از پیش از مردن کامل‌تر و بالاتر است همان طور که انسان در حال خواب از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری آن حیات کاملتر می‌شود همچنین حالت حیات انسان در دنیا نسبت به حیات برزخی درجه‌ای ضعیف‌تر است و با انتقال انسان به عالم برزخ کاملتر می‌شود.(42)
5ـ ارتباط ارواح با اهل دنیا در برزخ:
امام صادق (ع) می‌فرماید: هیچ مومن و کافری نیست مگر آن که در حین زوال شمس به دیدار اهل خود می‌رود و اگر دید که اهلش به اعمال نیکو اشتغال دارند سپاس و حمد خدا بجا می‌آورد و چون کافر ببیند که اهل او بر اعمال نیک مشغول‌اند برای او موجب حسرت و ندامت خواهد بود.(43)
اسحاق بن عمار می‌گوید از امام کاظم (ع) در مورد ارواح در گذشتگان سووال کردم که آیا آنها اهل خود را ملاقات و دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: بلی گفتم در چه مقدار از زمان دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال یک بار بر حسب منزلت و مکانت مومن گفتم در چه صورتی آنها برای دیدار اهل خود می‌روند؟ حضرت فرمود: در صورت پرنده لطیفی که خود را به دیوارها می‌زند و بر آنها اشراف می‌نماید. پس اگر آنها را در خیر و خوبی مشاهده کند خوشحال می‌شود و اگر آنها را در بدی و اندوه بنگرد غمناک می‌گردد. (44) البته این تمثیل است یعنی همان طور که مرغها بر روی دیوارهای شما خود را می‌اندازند و به آسانی رفت و آمد می‌کنند روح مومن هم از اهل خود و احوالات آنها اطلاع پیدا می‌کند.
مضمون و معنایی را که در روایات فوق وجود دارد ممکن است بتوان به نحوی از این سخن خدا فهمید که ارتباط شهدا و بازماندگان آنها را بیان می‌کند و می‌فرماید: یُسًتَبًشِرْونُ بِنِعًمُهٍ مِنُ اللهِ وُ فَضْلٍ وُ اللهُ لا یْضِیعْ اَجًرُ الْمْؤمِنِینُ (45) کشته شدگان در راه خدا از این که افراد خانواده‌شان را بر نعمت و فضل می‌بینند خوشحال و شادان می‌گردند.
6ـ همدم انسان در عالم برزخ:
قیس بن عاصم می‌گوید: من و جمعی از بنی تمیم از راه دور به مدینه آمدیم و خدمت رسول اکرم (ص) رسیدیم من عرض کردم یا رسول الله ما را موعظه‌ای بفرمایید که همواره از آن استفاده کنیم چرا که ما بادیه نشین هستیم و کمتر به شهر دسترسی داریم حضرت فرمود: ای قیس با عزت ذلت و با حیات مرگ است و با دنیا آخرت... ای قیس ناگزیر برای تو همنشین و مصاحبی خواهد بود که با تو به خاک سپرده می‌شود موقع دفن تو او زنده است و تو مرده اگر همنشین تو بزرگوار و کریم باشد تو را اکرام می‌کند و اگر پست و فرومایه باشد آزارت می‌دهد.(46)
علی (ع) می‌فرماید: شخص مسلمان دارای سه دوست است یکی از دوستانش به وی می‌گوید من در زندگی و مرگ با تو هستم و هرگز ترکت نمی‌کنم و آن عمل اوست دوست دیگر می‌گوید من فقط تا موقع مرگ با تو هستم آنگاه جدا می‌شوم و آن اموال او است آدمی به محض آن که می‌میرد اموالش به وراث انتقال می‌یابد دوست دیگر به او می‌گوید من تا قبر با تو هستم و تو را ترک می‌گویم و آن فرزند اوست.(47)
7ـ ملاقات ارواح با یکدیگر در عالم برزخ: امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ با یکدیگر ملاقات می‌کنند سووال کردند آیا واقعاً همدیگر را می‌بینند؟ فرمود بله می‌بینند و از همدیگر خبر می‌پرسند و سووال می‌کنند و همدیگر را آشنایی می‌دهند آن چنان آشنا می‌شوند که در آنجا می‌گویند این شخص فلانی است.(48)
امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ به شکل جسدهایی که دارند و با همان قیافه در درختهای بهشت می‌روند و یکدیگر را خوب می‌شناسند و از یکدیگر سووال می‌کنند و هنگامی که روح جدیدی بر آنان وارد می‌شود دیگران گویند رهایش کنید تا قدری استراحت کند چرا که او از یک مرحله سختی عبور کرده است بعد از آن که استراحت کرد از او می‌پرسند فلان کس چه شد؟ اگر این روح جواب داد که هنوز زنده است و در دنیا می‌باشد اینها منتظر و امیدوار می‌مانند که شاید نزد آنها بیاید و اگر گفت که مرده است می‌فهمند که وضعش بد است چون اگر آدم خوبی بود پس از مرگ نزد آنها می‌آمد پس می‌گویند از بین رفت حیف که اینطور شد.(49)
8ـ پرسش و سووال در عالم برزخ: مطابق روایات و اخبار در عالم برزخ فقط مسایلی که انسان باید به آنها اعتقاد و ایمان داشته باشد مورد پرسش و رسیدگی واقع می‌شود و رسیدگی به سایر مسایل موکل به قیامت است.
امام صادق (ع) فرموده است: آن که پرستش قبر را انکار کند شیعه ما نیست(50) امام صادق (ع) می‌فرماید: وقتی مومن از دنیا رود هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش تشییع می‌کنند وقتی وارد قبر شد منکر و نکیر به سراغ او می‌آیند و به او می‌گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ پیغمبر تو کیست؟ پس می‌گوید خداوند پروردگار من است و محمد پیغمبر من و اسلام دین من است پس قبرش تا چشم کار می‌کند وسیع می‌شود و برای او طعام می‌آورند و روح و ریحان بر او وارد می‌شود.(51) و در روایتی امام صادق (ع) می‌فرماید: میت در قبر از پنج چیز سووال می‌شود: از نماز و زکات و حج و روزه و ولایت.(52)
از بعض روایات استفاده می‌شود که سووال در قبر اختصاص به کسانی دارد که ایمان خود را خالص نموده و از مومنین خالص یا از کفار خالص باشند و افراد دیگر از مواخذه و سووال آنان صرف نظر می‌شود. امام صادق (ع) می‌فرماید: در قبر از کسی سووال نمی‌شود مگر آن کسی که ایمان خود را کاملاً خالص نموده باشد و یا آن کسی که کفر خود را خالص نموده باشد و اما بقیه افراد از سووال قبر آنها صرف نظر می‌شود.(53)
ممکن است تو هم شود با آن که خدا می‌داند چه کسی مومن و چه کسی کافر است پس چرا سووال می‌کنند؟ بعضی از بزرگان چنین فرموده‌اند که سووال و جواب در قبر مقدمه‌ای بر پاداش یا مجازات شخص سووال شده است مثل معلمی که محصلین خود را می‌شناسد که کدامیک از آنها زرنگ و کدامیک تنبل‌اند ولی با این حال از آنها امتحان می‌گیرد و آن کسی که نمره‌اش خوب است قبول می‌شود و دلیل دیگر این که خود سووال و جواب برای مومن لذت دارد. همان طوری که برای کافر ابتدای بدبختی و عذاب و شکنجه است.
دلیل سوم این که سووال و پرسش مقدمه نوید و بهشت و درآمدی بر عذاب است تا مومنان لذت ببرند و کافران گرفتار حسرت و ندامت و بدانند عذاب صبح و شام آنها به علت تمحیض آنها در کفر و نفاق است تا اعتراضی نداشته باشند.
9ـ کوتاهی عمر عالم برزخ در مقایسه با عمر قیامت:
قرآن در چند مورد به کوتاهی عمر عالم برزخ اشاره کرده است و از زبان مجرمین که در مورد مقدار توقفشان در عالم برزخ یا دنیا به گفتگو می‌پردازند می‌فرماید:
یُتَخافَتُونُ بُیًنَهْمً اِنً لَبِسًتُمً اِلاّ عُشْراً بعضی به بعضی دیگر می‌گویند شما تنها ده شبانه روز در جهان برزخ توقف کرده‌اید(54) ولی آنها که بهتر فکر می‌کنند می‌گویند شما به اندازه یک روز در برزخ درنگ کردید.(55)
بدون شک مدت توقف آنها در عالم برزخ طولانی بوده است ولی در برابر عمر قیامت مدتی بسیار کوتاه به نظر می‌رسد و از آنجا که کوتاهی عمر دنیا یا برزخ در برابر عمر آخرت و همچنین ناچیز بودن کیفیت اینها در برابر کیفیت قیامت با کمترین عدد سازگارتر می‌باشد قرآن در مورد گویندة این سخن که مدت یک روز را مدت درنگ و توقف خود ذکر کرده‌اند تعبیر به امثلهم طریقه کرده است یعنی کسی که روش و فکر او بهتر است.
و این کوتاهی دوران برزخ را آنچنان درست و واقعی می‌پندارند که سوگند به خلاف می‌خورند و قرآن در این زمینه می‌فرماید: وُ یُوًمُ تَقُومْ الساعُهْ یْقْسِمْ الْمْجًرِمْونُ ما لَبِثُوا غَیًرُ ساعُهٍ.
روزی که قیامت بر پا شود مجرمان سوگند یاد می‌کنند که فقط ساعتی در عالم برزخ توقف داشتند.(56) همان طور که اصحاب کهف که افرادی مومن و صالح بودند بعد از بیداری از خواب بسیار طولانی خود تصور کردند که یک روز یا بخشی از یک روز در خواب بوده‌اند و یا یکی از پیامبران الهی که داستانش در سوره بقره آیه 259 آمده است بعد از آن که از دنیا رفت و پس از یکصد سال مجدداً به حیات بازگشت اظهار داشت که فاصله میان دو زندگی به یک روز یا بخشی از یک روز بوده است و مجرمان با توجه به حالت خاص برزخشیان چنین تصوری از روی عدم آگاهی پیدا می‌کنند.


10ـ مردود بودن شفاعت در برزخ:
امام صادق (ع) می‌فرماید: وُاللهِ ما أَخافْ عُلَیًکُمً اِلاّ الْبُرًزَخ فَأما اِذا صارُ الاَمًرْ اِلَیًنا فَنَحًنْ اَوًلَی مِنْکُمً بخدا قسم نمی‌ترسم بر شما مگر از برزخ و چون کار به ما رسد ما اولی و سزاوارتر از شما می‌باشیم.(57)
در روایت دیگری عمرو بن یزید می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم از شما شنیده‌ام که می‌فرمودید همه شیعیان ما با همه گناهانی که دارند بهشتی هستند فرمود: گفته تو را تصدیق می‌کنم بخدا قسم همه آنان در بهشت خواهند بود من گفتم فدایت گردم بسیاری از گناهان کبیره‌اند فرمود: به شفاعت پیامبر و وصی او در قیامت همه به بهشت می‌روند ولکن به خداوند سوگند از برزخ برای شما خوفناکم و می‌ترسم پرسیدم: برزخ چیست فرمود: قبر، از لحظه‌ای که می‌میرد تا روز قیامت(58).
بنابراین می‌توان چنین استنباط کرد که موضوع شفاعت در عالم برزخ منتفی است و انسان با عمل خود دست به گریبان است و نتیجه عمل خوب یا بد خود را می‌بیند.
11ـ تجسم عمل در برزخ: به موجب بعضی از روایات اعمال هر انسان از لحظات بعد از مرگ یعنی در مراحل ابتدائی عالم برزخ تمثیل و تجسم می‌یابد و صاحب قبر در ملکوت قبر با چشم برزخی آن را می‌بیند و تا قیام قیامت با او خواهد بود. امام صادق (ع) میفرماید: وقتی شخص با ایمان را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در بهشت می‌بیند از آن دری که به عالم غیب گشوده شده مردی با چهره زیبا خارج می‌شود شخص با ایمان به او می‌گوید تو کیستی که من از تو زیباتر ندیده‌ام پاسخ می‌دهد من نیت خوب تو هستم که در دنیا بر آن بودی و عمل خوب تو هستم که در دنیا انجام دادی وقتی شخص کافر را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در آتش می‌بیند سپس از آن در مردی زشت رو خارج می‌شود امام فرمود: شخص کافر به او می‌گوید تو کیستی که من صورتی از تو قبیح‌تر ندیده‌ام؟ پاسخ می‌دهد من عمل بد تو هستم که در دنیا انجام می‌دادی و نیت ناپاک تو هستم که در دل داشتی.(59)
12ـ عذاب برزخی: روایاتی که در باره عذاب قبر و ثواب قبر وارد شده است راجع به همان بدن برزخی است که به مناسبت ارتباط عالم برزخ هر کس به قبر آن کس از آن تعبیر به عذاب قبر شده است.
علی (ع) می‌فرماید: از بندگان خدا بعد از مرگ برای کسانی که آمرزیده نشده‌اند عذاب و درد قبر شدیدتر از مرگ است پس از تنگی و تاریکی و وحشت و غربت آن بهراسید همانا قبر هر روز ندا می‌کند منم خانه غربت منم خانه وحشت و منم خانه کرم, قبر برای مؤمنین همانند باغی است از باغهای بهشت و یا گودالی از گودالهای جهنم.(60)
عذاب در قبر چنان وحشتناک است که در مقابل عذابهای آن مجرمین از وحشتهای دنیوی نمی‌ترسند چون در مقابله با آن وحشتها ناچیز است، علی (ع) میفرماید:
عذاب در قبر برای آنها به قدری شدید است که وقوع حوادث هراس انگیز و زلزله و اضطراب و وحشتهای دنیا آنها را به وحشت نمی‌اندازد.(61)
از این جهت ائمه معصومین برای مردم از شدت برزخ احساس خطر کرده‌اند شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم شنیده‌ام که گفته‌ای همه شیعیان ما در بهشت جای می‌گیرند حضرت فرمود: در قیامت همه شما بواسط شفاعت پیغمبر یا وصی پیغمبر به بهشت می‌روید اما بخدا قسم در مورد برزخ بر شما می‌ترسم.(62)
رسول خدا (ص) فرموده‌اند که در زمان قبل از نبوت که به شتران و گوسفندان نظارت می‌نمودم و آنها در جایگاه خود مستقر و متمکن بودند و هیچ چیز در اطراف آنها نبود که آنها را تهییج کند و آنها را بترساند ناگهان می‌دیدم که آنها از جای خود حرکت کرده و به هوا می‌پرند با خود می‌گفتم این چه داستانی است و بسیار در شگفت می‌ماندم تا آنکه جبرئیل (ع) برای من چنین گفت: چون کافر بمیرد چنان ضربه‌ای بر او زنند که تمام مخلوقات که خدا آفریده است از آن ضربه به وحشت و هراس شتران و گوسفندان در اثر همان ضربه‌ای است که به کافر خورده است پس پناه می‌برم به خداوند از عذاب قبر.(63)
علی (ع) می‌فرماید: زندگی تاریکی که خداوند دشمن خود را از آن برحذر داشته است عذاب قبر است.(64)
13ـ فشار قبر
موضوع دیگر فشار قبر است که فراگیرتر از عذاب قبر است و کم اتفاق می‌افتد که کسی فشار قبر نداشته باشد چون فشار قبر در اثر گناهان است شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم آیا کسی از فشار قبر رهایی می‌یابد؟ حضرت فرمود: پناه به خدا از فشار قبر چقدر افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا کنند کم هستند سپس فرمودند چون عثمان رقیه دختر رسول را کشت رسول خدا (ص) بر کنار قبر او ایستادند و در حالی که سر خود را به آسمان بلند نموده و اشک از چشمانشان جاری بود، به مردم فرمود: من رقیه دخترم را به یادآوردم آنچه را که به او رسیده است پس دلم شکست و خواستم که خدا او را از فشار قبر برهاند.
حضرت صادق (ع) به دنبال این قضیه فرمودند: رسول خدا (ص) برای تشییع جنازه سعدبن معاذ از منزل خارج شدند در حالی که هفتاد هزار فرشته جنازه وی را تشییع می‌نمودند و پس از دفن، حضرت رسول الله (ص) سر خود را به طرف آسمان بلند نموده و فرمودند آیا فشار قبر شخصی مانند سعد را با این سابقه درخشانش در اسلام می‌گیرد؟
ابو بصیر می‌گوید: عرض کردم فدایت شوم ما چنین می‌پنداشتم که سعد از بول اجتناب کامل نمی‌کرد! حضرت فرمود: مُعاذَ الله اِنّما کانُ مِنً زَعارُهٍ فِی خُلْقِهِ عُلَی اَهًلِهِ پناه به خدا چنین نیست بلکه فشار قبر سعد به علت سوء خلقی بو که با اهل خانه خود داشت. امام صادق (ع) فرمودند: مادر سعد گفت: گوارا باد ای سعد بر تو در این بهشتی که وارد شدی رسول خدا فرمود: ای مادر سعد بر خدا حکم جز می‌منما،(65) فشار قبر تنها در زمین نیست بلکه مرده هر کجا که باشد ولو اینکه بالای دار باشد فشار قبر می‌بیند و خدا امر می‌کند که هوا او را فشار دهد از حضرت صادق (ع) سوال شد در مورد کسی که او را به دار آویخته‌اند حضرت فرمود: برای خداوند زمین و هوا یکی است خداوند به سوی هوا وحی می‌کند که او را در فشار بگیرد و هوا چنان او را در فشار قرار می‌دهد که از فشار قبر سخت‌تر باشد.