مطلب ارسالی توسط همکار(خانم حجتی)
مديريت آموزش و پرورش
شهرستان نجفآباد
موضوع :
تقويت مهارت خلاقيت
تهيه كننده:
زهره حجتي
بهار 88
چكيده
با توجه به اثرات مثبت خلاقيت در زندگي فردي و از آن جا كه جوامع امروزي بيشتر از گذشته به وجود افراد خلاق نيازمند است، نياز به پرورش وآموزش ذهنهاي خلاق نيز بيش از گذشته خود را نشان ميدهد و از آن جا كه خلاقيت ويژگياي است كه قابليت رشد و پرورش داشته و خصوصيت و همگاني بودن آن در نوع بشر به اثبات رسيده است ميتوان آن را با به كارگيري اصول و تكنيكهاي خاصي شكوفا ساخت. از اين در اين مقاله ابتدا به تعريف خلاقيت پرداختهايم و مراحل ايجاد تفكر خلاق و الگوهاي پرورش خلاقيت را مورد بررسي قرار دادهايم و در ادامه با ذكر مهارتهاي مورد نياز در خلاقيت و ارائه جهت پيشنهاد مقاله را به پايان رساندهايم.
كليد واژه:
خلاقيت، الگوي پرورش خلاقيت، مهارتهاي خلاقيت
مقدمه
يكي از مسائلي كه از ديرباز ذهن بسياري از روانشناسان، دانشمندان را به خود مشغول نموده است، چگونگي رشد و پرورش خلاقت دانشآموزان است در حقيقت يكي از شاخصهاي مهم رشد و ارتقاء علمي هر كشور شكوفايي و رشد خلاقيت و ابتكار و نوآوري آن جامعه است. ما موظفيم دانشآموزاني پرورش دهيم كه از ركورد و يكنواختي به سوي چرايي و تفكر خلاق كشيده شوند و قالبهاي كليشهاي و مطيع و تسليم صرف اطلاعات و مقررات را در نوردد و طرحي نو در اندازد.
زيرا جامعهاي كه بتواند خلاقيت را در نسل جوان و دانش آموزانش احيا كند به سوي رشد و تعالي، و شكوفايي علمي پيش ميرود و اگر چنين نشود، دچار ركورد صنعتي، علمي، فرهنگي خواهد شد.
براي رسيدن به جامعهاي خلاق بايد روشهاي پرورش خلاقيت را دانست و در راه رسيدن به آن قدم برداشت.
در اين مقاله به بررسي راههاي پرورش خلاقيت پرداختهايم.
ضرورت مسئله
در روند تحولات عظيم بشري و عصر پر تكاپوي فناوري و بمبارانهاي اطلاعات و تحليل رفتن منابع طبيعي در تهاجم ارتباطي كه هر لحظه اختراعات و اكتشافي دگرگونيهاي عظيمي در روند زندگي و نگرشها و روابط از خود بر جاي ميگذارد و همچنين براي فرار از جهان سومي بودن و ركود علم و پيشرفت و مهمتر از آن اسلامي بودن كشور عزيزمان و لزوم تعالي كشورمان در خشيدن در جوامع صنعتي و نياز به شعلهاي ابتكار و نوآوري امري گريز ناپذير ميباشد.
اهداف تحقيق
هدف كلي: افزايش مهارت خلاقيت در داتشآموزان
هدفهاي جزيي:
1- شناخت مراحل ايجاد خلاقيت
2- شناخت مهارتهاي مورد نياز خلاقيت
تعريف خلاقيت
از نظر بعضي از روانشناسان خلاقيت تركيبي از قدرت ابتكار، انعطافپذيري و حساسيت در برابر نظرياتي است كه يادگيرنده را قادر ميسازد خارج از تفكر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشد كه حاصل آن رضايت شخصي و احتمالاً خشنودي ديگران خواهد بود: (افروز، 1373، ص 98)
همچنين خلاقيت را ميتوان تركيب عناصر شناخته شده براي ايجاد ايدههاي با ارزشتري از آنچه قبلاً در مغز انسان متفكر وجود داشته دانست. (قاسمزاده، 1381، ص114)
«گيلفورد معتقد است: خلاقيت نوعي توانايي حل مسائله است در واقع ميتوان گفت خلاقيت از اصول مهم يادگيري است (يغمايي، 1381، ص74)
مراحل ايجاد تفكر خلاق
«محمد نژاد» در مقاله خود براي ايجاد تفكر خلاق 4 مرحله را معرفي كرده است:
1- آمادگي: اولين مرحله براي رسيدن به تفكر خلاق آمادگي است كه بستگي به ترتيب و پرورش دارد خصوصاً اگر متناسب با هدف انتخاب شده باشد.
2- پختگي: در اين مرحله عمل خاصي از فرد ديده نميشود. اما در ذهن خود به حالت خواب و بيداري مشغول تفكر و نوآوري است تا كمكم به پرورش آن بپردازد.
3- اشراق: متفكران معتقدند بعد از مرحله پختگي ناگهان افكار خلاق در ذهن ميدرخشد. (ماند بسياري از دانشمندان كه اختراعشان ناگهان به ذهن آنها تراوش نموده است).
4- تحقيق و بازرسي: بعد از اينكه فكر جديد در ذهن دانشمندان، مخترعان درخشيد شروع به تحقيق و عملي نمودن آن مي نمايند. و تا زماني كه عملي نشود، از قابل اجرا بودن آن اطمينان نخواهند داشت.
با توجه به مراحل فوق در مييابيم كه بسياري از دانشآموزان ما در كلاسها به مرحله اشراق هم رسيدهاند و ناگهان فكري را كه به ذهنشان آمده و در كلاس مطرح ميكنند و حتي بعضاً مورد تمسخر قرار گرفتهاند، ولي يك معلم آفريننده اين فكر خلاق را پرورش داده و سعي در تحقيق و به اجرا درآوردن آن به كمك دانشآموز خواهد داشت.
الگوهاي پرورش خلاقيت
كاكيا (1385-ص37) براي پرورش خلاقيت به 5 الگو اشاره كرده است.
1- الگوي بارش مغزي
اين روش توسط«آلكس اسبورن»مطرح شده است. در اين روش هدف گروه رسيدن به راه حل جديدي براي مسالهاي خاص است. كه با ارائه نظرات افراد تمام ايدهها بيان شده و به حل مسئله منجر ميگردد. در اين روش همه افراد بايد از قوانين بارش مغزي تبعيت كنند كه عبارتند از:
1- انتقاد ممنوع است. 2- كيفيت بهتر از كميت است 3- تركيب و اصلاح ايدهها مهم است.
2- الگوي فهرست خصوصيات
در اين الگو به صورت تجزيه و تحليل پديده مورد نظر از نظر وسعت ساختار و ابعاد موجود مورد بررسي قرار ميگيرد. مثلاً براي ارزيابي يك كالا، آنرا به صورت جزءجزء (ابعاد گوناگون، شكل ظاهر، اندازه، خواص، كاربرد وظايف...) فهرست كرده و سپس به مقايسه آن بپردازيم.
3- الگوي فهرست سئوالات
در اين روش با ارائه سئوالات چالشانگيز: موجب برانگيختگي تفكر ميشويم.
سئوالاتي كه مطرح ميشوند عبارتند از:
الف) كاربردهاي ديگر، چگونه ميتوان از اين وسيله استفاده كرد.
ب) اقتباس: از چه روش ديگري ميتوان براي اين كار اقتباس كرد. بسياري از اختراعات از جايي اقتباس شده است.
ج) تغيير و تعديل: با چه تغييري ميتوان از اين وسيله را بهتر ساخت.
د) جانشينسازي: به جاي اين اجزا چهاجزء ديگري قابل استفاده است.
ه) بزرگسازي: چه چيزي را بايد به آن افزود؟ آيا بايد قويتر باشد.
و) كوچكسازي: چه چيزي را ميتوان حذف كرد.
الگوي چهارم: ارتباط اجباري
در اين روش دو فكر كه اصلاً ارتباطي ندارد با هم مربوط شده و فكري تازه ايجاد ميشود.
آسانترين راه استفاده از اين روش جدول است.
اشياء و تصورات در سمت راست جدول نوشته شده و اشياء و تصورات ديگر در بالاي جدول ، نقطه تلاقي آن دو مفهوم تازهاي را ايجاد ميكند.
4- الگوي پنجم: بديعه پردازي
وقتي راه حلهاي قديمي براي انجام كاري مناسب نباشد از اين روش استفاده ميشود. در اين روش افراد ابتكارهاي خود را در راه حل جديد به كار ميگيرند. يعني از شباهت امور مانند مقايسه يك چيز با چيز ديگر فكر تازهاي را به وجود ميآورند.
مانند:قوت : غذا ياقوت: سنگ گرانبها
بديعه پردازي:
ياقوت لب لعل تو مرجان را قوت ياقوت نهم هم نام لب لعل تو ياقوت
مهارتهاي مورد نياز خلاقيت
مهارت رويارويي:
يكي از توانمنديهاي انسان، قدرت رويارويي با مسائل و مشكلات روزمره است. برخورد افراد با مسائل و مشكلات بر اساس تربيت و آموزشهايي است كه از طرف خانواده و مدرسه دريافت كرده است. گاهي در برخورد با مساله بسيار هيجاني شده و يك تصميم عاري از تفكر ميگيريم يا بر مسئله متمركز شده و به انتخابي معقول دست مييابيم و به چون و چرايي آن ميپردازيم.
بنابراين يكي از وظايف و بيان آموزشي و تربيتي، بالا بردن توان و مهارت رويارويي در برخورد با مسائل است كه منجر به تفكر خلاق ميگردد.
مهارت حل مساله :
تحقيقات تربيتي ثابت كرده، فنون و مهارتهاي حل مسئله به طريق خلاق، تفكر آفريننده را افزايش ميدهد. معروفترين اين روشها، روش بارش مغزي است كه قبلاً به آن اشاره شد.
مهارت افزايشي اعتماد به نفس:
يكي از شاخصههاي اساسي تفكر خلاق، خودباوري و اعتماد به نفس است. اصولاً ايدههاي مثبت و ايمان به تواناييهاي فردي شرط اول موفقيت و پيروزي ميباشد. عدم پذيرش خود و اسنعدادهاي عظيم نهاني باعث دلسردي، ياس و ناتواني ميگردد. بنابراين اين تاكيد بر انديشههاي مثبت و پذيرفتن توان خود و دوري از نااميدي و ناتواني قدم اول بروز انديشهي خلاق در دانش آموزان است (مرداني نو كنده – 1383- ص 35)
مهارت تفكر نقادانه :
تفكر نقادانه را ميتوان مهارت و هنر رهبري كردن ذهن خود تعريف كرد.
تفكر نقادانه مجموعهاي از مهارتها، مثل توانايي شناختن تعصبات، تفاوت قائل شدن بين اطلاعات مرتبط و غير مرتبط، ملاحظه كردن ديدگاههاي مختلف، تغيير دادن يك حالت و وضعيت با توجه كردن به دلايل و شواهد را شامل ميشود.
تفكر نقادانه خود به خود رشد ندارد بلكه بايد آموزش داده شوند. معلمان ميتوانند در كلاس جوي ايجاد كنند كه در آن دانشآموزان به پرسيدن سئوال، پيگيري در امور، اكتشافات نكات جديد تشويق شوند و از آنها بخواهند با دقت مطالب خود را شرح دهند و از عقايد، باورهاي خود، ... . دفاع كنند تا اطلاعات مقدماتي مربوط به الگوهاي فكر كردن را بدست آورند (مرادي، 1383)
پيشنهاد:
1- يكي از روشهاي مهم در پرورش خلاقيت، مهارت تحقيق است كه در مدارس به صورت كليشهاي به آن پرداخته ميشود. توصيه ميشود كه معلمان روش تحقيق و پژوهش را به دانشآموزان آموزش داده و به هدفمندي تحقيق بيشتر توجه گردد.
2- با آموزش روش مناسب براي مطالعه ميتوان زمينههاي لازم را در پرورش خلاقيت متربي ايجاد نمود. ميتوان يك كتاب علمي را در كلاس مورد بحث قرار داده و با روش بارش مغزي و روش فهرست سئوالات، زمينه تفكر خلاق را در دانشآموزان ايجاد كرد.
3- برگزاري مسابقات با توجه به بار مثبت رواني كه دارند باعث جلب توجه دانشآموزان به مساله پروش خلاقيت ميباشد. ميتوان يك كتاب با مضمون خلاقيت به مسابقه گذاشت يا اينكه يك مسئله را مطرح كرده راهحل آنرا به مسابقه گذاشت.
4- استفاده از روشهاي فعال تدريس باعث ميشوند كه جواب به صورت آماده در اختيار دانشآموز قرار نگيرد و خود با تلاش و كوشش همه جانبه به حل مساله خواهد رسيد.
در اين زمينه كتاب انگيزش در كلاس درس معرفي ميگردد.
5- زمينه ايجاد خلاقيت در دوره كودكي شكل ميگيرد، لذا مربيان مهد كودكها و والدين و معلمان ابتدايي بهترين پرورش دهندگان خلاقيت ميباشند.
آلبرت انيشتن در خاطرات خود چنين بيان ميكند:
«نظريه نسبيت نميتوانسته در دوران بزرگسالي من شكل بگيرد، زيرا، آدمي در بزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد. اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كردهام،» (فقهي، 1384، ص 94)
نتيجهگيري :
با توجه به تحقيقات و نظر انديشمندان خلاقيت و نوآوري و پرسشگري در همه انسانها به صورت فطري وجود دارد اما با گذشت زمان به دليل عدم توجه به آن از طرف خود يا مربيان، رو به كاستي ميرود، اين استعداد فطري از همان دوران كودكي خود را نشان ميدهد و قابل پرورش ميباشد. و با توجه به اينكه پيشرفت هر جامعه بستگي به افراد خلاق و نوآور دارد. لذا فراهم كردن زمينههاي بروز تفكر خلاق و مبتكر از وظايف اصلي مرباين و دستاندركاران آموزش و پرورش ميباشد. و بايد در اين زمينه به آموزش معلمان جهت آفرينندگان و خلاقيت پرداخت تا بتوانيم دانشآموزان خلاق بار بياوريم.
منابع :
1- افروز، غلامعلي « مباحثي در روانشناسي در تربيت كودكان و نوجوانان» تهران، انجمن اولياء و مربيان، 1372.
2- يغمايي، فريده، «روشهاي پرورش خلاقيت» مجله پيوند، شماره 273، تابستان 1381.
3- قاسم زاده، حسن« آموزش كاربردي خلاقيت و حل خلاق مسائل» تهران، قصيدهسرا، 1381.
4- محمد نژاد لادمخي، آتيه، « چگونگي ايجاد و پرورش خلاقيت در دانشآموزان و نحوه شناسايي دانشآموزان خلاق» مجله تربيت، سال نوزدهم، دي ماه 1382.
5- كاكيا، ليدا «روشهاي كاربردي و پرورش خلاقيت» مجله تربيت، سال بيست و يكم، تابستان 1385.
6- مرداني نوكنده، محمد حسين« روشهاي كاربردي پرورش خلاقيت در دانشآموزان» مجله تربيت، سال بيستم، تابستان 1383.
7- فقي، حيدر، «تأثير بازي در پرورش ذهن و خلاقيت كودكان» مجله پيوند، شماره 309-311، تابستان 1384.
وبلاگ فوق با هدف اطلاع رسانی دبیران گروه (دینی و عربی) و همچنین ارائه مطالب آموزنده برای دبیران و بازدیدکنندگان عزیز راه اندازی شده است