شام غریبان
نبریدم که در این دشت مرا کاری هست
گرچه گل نیست ولی صفحه ی گلزاری هست
ساربانان نزنید این آواز رحیل
آخر این قافله را قافله سالاری هست
ای پدر هیچ نمی پرسی کاندر چمنت
بال و پر سوخته و مرغ گرفتاری هست
دشمنان خیره و من بی کس و بی یار و غریب
هر طرف می نگرم کافرو خونخواری هست
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:28 توسط گروه دینی و عربی شهرستان نجف آباد
|
وبلاگ فوق با هدف اطلاع رسانی دبیران گروه (دینی و عربی) و همچنین ارائه مطالب آموزنده برای دبیران و بازدیدکنندگان عزیز راه اندازی شده است